یادداشت
در این کتاب بیش از سیصد گفتار از قدیسین ارتدوکس، از دوازده کشور مختلف گردآوری شده است. سخن آنها بیانگر تجربه روحانی می باشد که در طی اعصار آزمایش شده است. سخنان آنها حاوی پاسخ های بسیاری در مورد آنچه برای ما و اطرافیان مان رخ می دهد می باشد. قدیسین نشان می دهند که پارسایی الهی به زندگی روزمره ما پیوسته است. این پارسایی خدا میلیون ها انسان را در سراسر جهان دگرگون کرده و بسیاری از آنها را به تقدس و کمال رسانده است.
روزی چند دزد نزد زاهد پیر گوشه نشینی آمدند و گفتند:"ما می خواهیم همه چیز را از حجره تو ببریم." پیر پاسخ داد: "فرزندانم، هر آنچه نیاز دارید بردارید." آنها تقریباً همه چیز را از حجره او بردند و رفتند. اما آنها کیسه پول کوچکی را که پنهان شده بود جا گذاشتند. پیر آن را برداشت و به دنبال آنها رفت و فریاد زد: "فرزندان! چیزی را فراموش کردید!" دزدها متحیر شدند. آنها نه تنها کیسه پول را نگرفتند، بلکه هر چه برداشته بودند را نیز پس دادند؛ گفتند: "به راستی که این مرد خداست."
این اتفاق در قرن ششم میلادی در فلسطین رخ داد. قدیس جان موسکوس آن را همراه با بسیاری از داستان های دیگر در مورد راهبان ارتدوکس، که از نزدیک شنیده بود، ثبت کرده است. راهب پیر برای مهمانان بی ادب خود موعظه نکرد. او نه آنها را سرزنش کرد، نه تهدید کرد و نه با آنها گفتگو کرد. پس چه چیزی باعث شد که دزدان نظرشان را تغییر دهند و عمل خود را اصلاح کنند؟ آنها در او نوع دیگری از انسان را دیدند: یک مرد خدا.
فقط انسانی که در خدا غنی است، میتواند تا این حد از وابستگی به داراییها و پولی که بشریت را برده خود کرده است، آزاد باشد. تنها انسانی که در خدا ریشه دارد، میتواند صلح و آرامش، بلند طبعی و جوانمردی را در مواجهه با شرارت آشکار، حفظ کند.
اما بیشتر از هرچیز، دزدها تحت تأثیر محبتی که پیر به آنها نشان داده بود، قرار گرفتند. فقط انسانی که شبیه خدا شده باشد می تواند چنین محبتی را به یاغیانی که برای غارت او آمده اند نشان دهد، طوری که بتواند صادقانه منافع آنها را بالاتر از منافع خود قرار دهد. اگر ایمان راهب بدون تجربه واقعی زندگی در مسیح، تنها به مناسک، مجموعه قوانین و سخنان زیبا درباره خدا محدود می بود، این امر اتفاق نمی افتاد.
دزدان مردی را دیدند که کلام اناجیل در او به واقعیت تبدیل شده بود. در کلیسای ارتدوکس، چنین مردانی پدران مقدس نامیده می شوند. در طول دو هزار سال، این کلیسای باستانی تلاش کرده است تا دقیقاً حقیقتی را که از رسولان دریافت کرده است، همراه با تجربه ارتباط زنده با خدا، حفظ کند. بنابراین کلیسای ارتدوکس همچنین توانسته است انبوهی از قدیسین را به دنیا عرضه کند که در حین زندگی بر روی زمین، حاملان این تجربه زندگی آسمانی نیز بوده اند.
کتابی که در دستان شماست به این منظور گردآوری شده است تا خواننده بتواند تجربه روحانی مسیحی شرقی را لمس کند. در اینجا سیصد گفتار از بیش از پنجاه قدیس ارتدوکس از فلسطین، سوریه، مصر، یونان، روسیه، صربستان، مونته نگرو و گرجستان گردآوری شده است. از آنجایی که کلیسای غربی در هزار سال اول پس از تولد مسیح بخشی از خانواده کلیساهای ارتدوکس بود، ممکن است در مجموعه ما سخنان قدیسینی را که در قلمرو ایتالیا، انگلستان، فرانسه و تونس معاصر زندگی می کردند نیز بیابید. همه اینها بخشی از میراث روحانی کلیسای ارتدوکس هستند.
قدیمی ترین این گفتارها، در نیمه دوم قرن اول، و جدیدترین آن در نیمه دوم قرن بیستم نوشته شده اند. فرقی نمی کند قدیسان ارتدوکس چه کسانی بودند، کجا و یا در چه زمانی زندگی میکردند، آنها از یک واقعیت روحانی واحد سخن می گویند، و بنابراین گفتههایشان به طور هماهنگ یکدیگر را تایید میکنند. در قرن نوزدهم، قدیس ایگناتیوس بریانچانینوف چنین اظهار داشت: "وقتی در یک شب پاییزی آرام به آسمان صاف که توسط ستارگان بیشماری که نور واحدی میفرستند، خیره میشوم، آنگاه به خود میگویم: نوشتههای پدران مقدس چنین اند. وقتی در یک روز تابستانی به دریای وسیع پوشیده از أمواج متمایز می نگرم، که توسط بادی به یک سو، به یک اسکله، رانده می شوند، آنگاه با خود می گویم: نوشته های پدران چنین اند. وقتی آواز یک گروه کر منظم را می شنوم که در آن صداهای مختلف یک سرود واحد را با هماهنگی درخشان می خوانند، با خود می گویم: نوشته های پدران چنین اند."
من بر این باورم که این مجموعه کوچک از کلمات قصار پدران، نه تنها برای مسیحیان ارتدوکس، بلکه حتی برای همه کسانی که واقعیت را ارج می نهد، جالب و مفید خواهد بود.
بسیاری از مواردی که در اینجا جمع آوری شده است، شخصاً به من کمک کرده اند. آنها پاسخ هایی برای سؤالات عذاب آور من بوده اند، آنها اجازه دادند تا به وقایع زندگی ام به شیوه ای جدید فکر کنم. و بنابراین من تصمیم گرفتم از طریق این کتاب آنچه را که برای من عزیز است به شما ارائه دهم.
شماس جورج ماکسیموف
8 ژانویه 2011
1. خدا و ما
خوشبختی
1. چقدر در اشتباه اند کسانی که خوشبختی را در بیرون از خود می جویند؛ در سرزمین ها و سفرهای بیگانه، در ثروت و شکوه، در دارایی ها و لذت های فراوان، در انحرافات و چیزهای بیهوده که پایانی تلخ دارند! ساختن برج شادی در بیرون از خود مانند ساخت خانه در مکانی است که دائماً در اثر زلزله می لرزد. خوشبختی در درون خود ما یافت می شود و خوشا به حال کسی که این را درک کرده باشد. خوشبختی، یک قلب پاک است، زیرا چنین قلبی عرش خدا می شود. مسیح در مورد کسانی که دلهای پاک دارند چنین می گوید: "من در ایشان ساکن خواهم بود و در میان ایشان راه خواهم رفت. من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود." (دوم قرنتیان 6: 16) آنها چه کم و کاستی ممکن است داشته باشند؟ هیچی، به هیچ وجه هیچی! زیرا آنها بزرگترین نیکی را در قلب خود دارند: خود خدا!
(قديس نکتاریوس از اگينا، مسيرى به خوشبختى، 1)
2. روحی که خدا را دوست دارد، آرامش خود را تنها در خدا می یابد. انسانها در تمام مسیرهایی که در دنیا طی می کنند به آرامش نمی رسند، تا زمانی که به امید در خدا نزدیک شوند.
(قديس اسحاق سوری، خطبه 56، 89)
حقیقت
3. حقیقت نه یک فکر، نه یک سخن، نه رابطه ای بین چیزها، و نه یک قانون است. حقیقت یک شخص است. هستی ای است که بر همه موجودات برتری دارد و به همه حیات می بخشد. اگر با محبت و به خاطر محبت به دنبال حقیقت باشید، او نور چهره خود را، تا آنجا که قادر به تحمل آن هستید بدون آنکه بسوزید، بر شما آشکار خواهد کرد.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
4. هیچ مسیح دیگری یا حقیقت دیگری وجود ندارد... پشم را می توان رنگ کرد، اما جوهر آن بدون تغییر باقی می ماند... به این ترتیب، حقیقت در کلمات مختلف بیان می شود، اما در جوهر ثابت می ماند، زیرا طبیعت آن واحد است. حقیقت به خودی خود تقسیم نمی شود، بلکه تنها در دهان متفکران بی پروا تقسیم می شود.
(قدیس افرایم سوری)
5. پس حقیقت چیست؟ این خدا-انسان مسیح، و انجیل اوست. و هر چه از او نیست، هر چه در انجیل او نیست و یا بر خلاف انجیل است، غیر حقیقت است. بنابراین، ایمان به مسیح "خدمت به عدالت" است (دوم قرنتیان 3 :9). کسی که مسیح را خدمت نمی کند به ناعدالتی خدمت می کند. همانطور که همه ناعدالتی ها گناه هستند، همه گناهان نیز ناعدالتی هستند.
(قدیس جاستین پوپوویچ درباره اول یوحنا 5 :17 )
ارتباط خدا با ما چگونه است؟
6. خدا بیش از آنچه که یک پدر، مادر، دوست یا هر شخص دیگری می تواند ما را دوست داشته باشد، دوستمان دارد، و حتی بیشتر از آنکه ما بتوانیم خودمان را دوست داشته باشیم.
( قديس يوحناى زرين دهان)
7. راهبی برای من تعریف کرد که وقتی خیلی بیمار بود، مادرش به پدرش گفت: "چقدر پسر کوچک ما رنج می برد. من با کمال میل خود را تکه تکه می کردم، اگر این کار از رنج او می کاست." محبت خدا به مردم چنین است. او آنقدر بر مردم دلسوز بود که می خواست برای آنها مانند مادر خودشان و حتی بیشتر از آن رنج بکشد. اما هیچ کس نمی تواند این عشق عظیم را بدون فیض روح القدس درک کند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم. 10)
8. خداوند همه مردم را دوست دارد، اما کسانی که او را می جویند را بیشتر دوست دارد. خداوند به برگزیدگان خود چنان فیض عظیمی عطا میکند که به خاطر چنین محبتی، آنها تمام زمین و تمام دنیا را ترک میکنند، و جانهایشان در آرزوی اینکه همه مردم نجات یابند و جلال خداوند را ببینند، می سوزد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم. 8)
چگونه خدا را بشناسیم
9. اگر شخصی بخواهد درباره اهرام مصر تصوری کسب نماید، یا باید به کسانی که در مجاورت اهرام بوده اند اعتماد کند یا خودش باید در کنار آن قرار گیرد. گزینه سومی وجود ندارد. به همین ترتیب، یک فرد میتواند از خدا تصوری داشته باشد: او یا باید به کسانی که در مجاورت بلاواسطه با خدا ایستاده اند و می ایستند اعتماد کند، یا باید خودش برای رسیدن به چنین قربتی تلاش کند.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
10. همانطور که توصیف شیرینی عسل با کلمات برای کسی که هرگز طعم عسل را نچشیده غیرممکن است، بدین ترتیب اگر ما خود با تجربه قادر به پی بردن در نیکویی خداوند نباشیم، آنگاه نمی توان از طریق تعلیم نیکویی خدا را به وضوح بیان کرد.
(قدیس باسیل کبیر، گفتگوها درباره مزامیر، 29)
11. بسیاری از مردم ثروتمند و قدرتمند برای دیدن خداوند یا پاک ترین مادر او حاضر اند هزینه گرانی بپردازند، اما خدا در ثروت ظاهر نمی شود، بلکه در قلب فروتن ظاهر می شود... هر یک از فقیرترین افراد می توانند متواضع باشند و خدا را بشناسند. برای شناخت خدا نه به پول نیاز است و نه شهرت، بلکه فقط به فروتنی نیاز است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار اول، .11،21)
12. هر چقدر هم که مطالعه کنیم، شناخت خدا ممکن نیست مگر اینکه بر اساس احکام او زندگی کنیم، زیرا خدا با علم شناخته نمی شود، بلکه با روح القدس شناخته می شود. بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان به این باور رسیدند که خدا وجود دارد، اما آنها خدا را نمی شناختند. باور به وجود خدا یک چیز است و شناخت او چیزی دیگر. اگر کسی توسط روح القدس خدا را بشناسد، روحش شبانه روز از عشق به خدا می سوزد، و روح او را نمی توان به هیچ چیز زمینی مقید کرد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هشتم، .3)
چگونه با خدا ارتباط برقرار کنیم؟
13. ترس از خدا را همیشه در دل خود داشته باشید و به یاد بسپارید که خدا همیشه با شماست، در همه جا، چه در حال راه رفتن و یا نشستن باشید.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 14)
14. با داشتن خدا، از هیچ چیز نترسید، بلکه تمام توجه خود را به او بدهید و او از شما مراقبت خواهد کرد. بدون تردید ایمان بیاورید و خدا مطابق رحمت خود به شما کمک خواهد کرد.
(قديس بارسانوفیوس بزرگ ، دستورالعمل ها ، 166)
15. شما باید هر انسانی را با تمام جان خود محبت کنید، اما امید خود را به خدای یگانه بگذارید و تنها او را خدمت کنید. زیرا تا زمانی که خدا از ما محافظت می کند و دوستان ما (فرشتگان) به ما کمک می کنند، دشمنان ما (شیاطین) نمی توانند بدی را بر ما تحمیل کنند. اما هنگامی که خدا ما را رها کند، دوستان ما نیز از ما روی گردان می شوند و دشمنان ما بر ما قدرت می یابند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 4. 95)
16. اگر فردی به خاطر محبت به خدا و انجام کار نیک، با علم به اینکه خدا او را عنایت می نماید، هیچ نگرانی ای برای خود نداشته باشد، این یک امید حقیقی و حکیمانه است. ولى اگر انسان به كار خود بپردازد و تنها در صورتى كه مصيبت هایی که فراتر از قدرت او هستند بر او وارد مى شوند، در دعا به درگاه خدا توسل نمايد و سپس شروع به امید داشتن به خدا كند، چنين اميدى بیهوده و باطل است. یک امید واقعی فقط به دنبال ملکوت خداست... قلب تا زمانی که چنین امیدی را به دست نیاورده، نمی تواند آرامش یابد. این امید قلب را آرام می کند و در آن شادی به بار می آورد .
(قدیس سرافیم ساروف، آثار، 4)
خدا از همه مراقبت می کند
17. نگویید: "این اتفاق به طور تصادفی رخ داد، و این خود به خود پیش آمد." در تمام هستی، هیچ چیز بی نظم، هیچ چیز نامشخص، هیچ چیز بی هدف، هیچ چیز تصادفی وجود ندارد... چند تار مو روی سر شماست؟ خدا یکی از آنها را هم فراموش نمی کند. آیا می بینید که چگونه هیچ چیز، حتی کوچکترین چیز، از نگاه خدا دور نمی ماند؟
(قدیس باسیل کبیر)
18. این حقیقتی غیر قابل تردید است که برترین مشیت الهی همه آفرینش را سامان می دهد. خدا همه چیز را از قبل در نظر می گیرد و مراقب همه چیز است. این همان مشیت الهی پدرانه است که پطرس رسول متبارک در مورد آن صحبت می کند: "تمام اندیشه خود را به خدا واگذارید زیرا که او برای شما فکر می کند." (اول پطرس 5: 7)
(قدیس الیاس مینجاتیوس. موعظه درباره روزه بزرگ، 1)
19. هدف مشیت خدا این است که با ایمان درست و محبت روحانی، افرادی را که توسط شر از هم جدا شده اند، متحد سازد. برای این منظور نیز، منجی برای ما رنج کشید، "تا فرزندان خدا را که متفرقند در یکی جمع کند." (یوحنا 11 :52)
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 4. 17)
کسانی که خدا را شناخته اند
20. انسان تا آنجا که یک زندگی روحانی داشته باشد، روحانی می شود. او شروع به دیدن خدا در همه چیز می کند، و قدرت و نیروی او را در هر جلوه ای می بیند. همیشه و همه جا خود را در خدا ماندگار و در همه چیز به او وابسته می بیند. اما تا زمانی که انسان زندگی جسمانی دارد، به همان اندازه کارهای جسمانی انجام می دهد. او خدا را در هیچ چیز نمی بیند، حتی در شگفت انگیزترین جلوه های قدرت الهی او. و تنها جسم و مادیات را همیشه، در همه چیز، و در همه جا می بیند - «خدا در برابر نظر او نیست». (مزامیر 36: 1)
(قدیس جان کرونستات، زندگی من در مسیح، I.5)
21. وقتی روح محبت خدا را به وسیله روح القدس می شناسد، آنگاه به وضوح احساس می کند که خداوند پدر خود اوست، نزدیکترین، بهترین و عزیزترین پدر. و هیچ سعادتی بالاتر از این نیست که خدا را با تمام ذهن و جان محبت کنیم و همسایه خود را مانند خودمان دوست بداریم. و وقتی این محبت در روح باشد، همه چیز روح را شاد می کند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم، 15)
22. اگر محبت خدا را در خود احساس نمی کنید، مضطرب نشوید، بلکه به خداوند بیندیشید، به این که او مهربان است، و خود را از گناهان حفظ کنید و فیض خدا به شما تعلیم خواهد داد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم، 16)
23. وقتی یک میخ را در آتش می اندازید، داغ می شود و مانند آتش شروع به درخشیدن می کند. به همین ترتیب وقتی شما به تعالیم الهی گوش دهید و بر اساس آن زندگی کنید، شبیه خدا خواهید شد.
(قدیس سیمئون از دایبابه، گفتار، 26)
24. روحی که خدا را به طور کامل شناخته باشد، دیگر هیچ چیز نمی خواهد و به هیچ چیز روی زمین دل نمی بندد. و اگر وعده پادشاهی را به او بدهید، میلی به آن نخواهد داشت، زیرا محبت خدا چنان شیرینی و شادی به روح می بخشد که حتی زندگی یک پادشاه نیز دیگر نمی تواند به آن شیرینی اضافه کند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم، 13)
مسیح و ما
25. فقط لازم است در طلب یک چیز باشیم: بودن با عیسی. فردی که با عیسی می ماند، ثروتمند است، حتی اگر از نظر مادی فقیر باشد. هر که بیش از چیزهای آسمانی به چیزهای زمینی مایل باشد، هم آنچه زمینی و هم آنچه آسمانی است را از دست می دهد. اما هر که طالب آسمانی ها باشد، مالک تمام جهان است.
(قدیس ایگناتیوس بریانچانینوف، پدران)
26. جریان چیزهای موقتی ما را به دنبال خود می کشاند، اما در این سیل، گویی یک درخت کامل رشد کرده وجود دارد: خداوند ما عیسی مسیح. او جسم گرفت، مرد و به آسمان صعود کرد. گویی قبول کرد که در جریان زمان قرار گیرد. آیا این جریان شما را سراسیمه با خود می کشاند؟ مسیح را نگه دارید. او برای شما دنیوی شد (بُعد زمان را پذیرفت) تا شما جاودانه شوید، زیرا او به گونه ای زمانی شد که جاودانه ماند. چقدر تفاوت است بین دو مرد در زندان، که یکی از آنها محکوم است و دیگری ملاقات کننده! گاهی فردی به ملاقات دوستش می آید و به نظر می رسد که هر دو در زندان هستند، اما تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد. یکی از آنها به دلیل گناه در آنجا نگه داشته می شود، در حالی که دیگری به دلیل محبت به بشر آمده است. مسئله فانی بودن ما نیز چنین است: گناه ما را در اینجا نگه می دارد، اما مسیح از روی رحمت آمده است. او آزادانه به اسارت درآمد، و نه به عنوان یک محکوم.
(قديس آگوستین ، خطبه درباره اول يوحنا ، 2.10)
27. یک انسان در این دنیا باید مسئله ای را حل کند: با مسیح باشد یا مخالفت با او. و هر فردی، چه بخواهد چه نخواهد، در این باره تصمیم می گیرد. او یا عاشق مسیح خواهد بود یا در مبارزه با مسیح. گزینه سومی وجود ندارد.
(قدیس جاستین پوپوویچ، درباره اول یوحنا، 4. 3)
28. ذهن خود را از خشم، یادآوری شرارت، و افکار شرم آور پاک کنید، سپس درخواهید یافت که مسیح در شما ساکن است.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 4. 76)
ترس از خدا (ترس از توهین به خدا با گناهان خود)
29. ترس از خدا روح را روشن می کند، شر را از بین می برد، هوای نفس را ضعیف می کند، تاریکی ها را از روح می راند و آن را پاک می سازد. ترس از خدا قلهٔ حکمت است. جایی که ترس از خدا وجود نداشته باشد هیچ چیز نیکی نخواهید یافت. کسی که ترس از خدا نداشته باشد، در معرض سقوط شیطانی است.
(قدیس افرایم سوری)
30. اگر انسان مرگ اجتناب ناپذیر خود و عذاب ابدی که در انتظار گناهکاران است را در خاطر نگه دارد، ترس از خدا را به دست می آورد؛ همچنین اگر هر شب خود را بررسی کند که روز را چگونه سپری کرده است، و هر روز صبح از خود بپرسد که شب را چگونه گذرانده است، و ببیند آیا در روابط خود با دیگران تند برخود می کند یا خیر.
(قدیس ابا دوروتئوس، تعالیم منفعت روح، 4)
31. گناه، انسان را ترسو می کند؛ اما زندگی در حقیقتِ مسیح، او را دلیر می سازد.
(قديس يوحناى زرين دهان، درباره تنديس ها 8. 2)
32. هر که خادم خداوند شود، فقط از سرور خود می ترسد. اما هر که ترس از خدا را نداشته باشد اغلب از سایه خود می ترسد. ترس فرزند بی ایمانی است. یک روح مغرور، بنده ترس است؛ با پشت گرمی به خود به چنان حالتی می رسد که از کوچک ترین صدا مبهوت می گردد و از تاریکی می ترسد.
(قديس جان کلیماکوس، نردبان ، 21. 11 ،1،4)
33. هر که از خدا بترسد فراتر از هر نوع ترسی ایستاده است. او با تمام ترس های این دنیا بیگانه شده و آنها را از خود دور کرده است و هیچ نوع لرزی به او نزدیک نمی شود.
(قديس افرایم سوری ، درباره ترس از خدا و داورى نهايى)
بی ایمانی
34. ناراستی - و فقط ناراستی - ما را از خدا جدا می سازد ... افکار نادرست، سخنان نادرست، احساسات نادرست، آرزوهای نادرست - به مجموعه دروغ هایی که ما را به نیستی، توهم و طرد خدا می کشانند بنگرید.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
35. خداوند خود را به یک روح مغرور نشان نمی دهد. روح مغرور، هر چقدر هم که کتاب بخواند، هرگز خدا را نخواهد شناخت، زیرا با غرور خود جایی برای فیض روح القدس نمی گذارد، در حالی که خدا تنها توسط روح فروتن شناخته می شود.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سوم، 11)
36. هر یک از ما به اندازه ای می توانیم درباره خدا بحث کنیم که فیض روح القدس بر ما شناسانده است. زیرا چگونه میتوانیم درباره چیزهایی که ندیدهایم، نشنیده ایم و یا نمیدانیم، فکر کنیم یا درباره آنها بحث کنیم؟ قدیسین می گویند خدا را دیده اند، اما کسانی هستند که می گویند خدایی وجود ندارد. واضح است که منکرین خدا این را می گویند چون خدا را نشناخته اند، اما این اصلاً به این معنا نیست که او وجود ندارد. قدیسین از چیزهایی صحبت می کنند که واقعاً دیده اند و می دانند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هشتم، 9)
37. غرور اجازه نمی دهد روح در راه ایمان قدم بگذارد. توصیه من به فرد بی ایمان این است که بگوید "خداوندا، اگر هستی، پس مرا روشن ساز، و من با جان و دل به تو خدمت خواهم کرد". و بخاطر این فکر فروتنانه و آمادگی برای خدمت به خدا، خداوند فوراً او را روشن خواهد ساخت... و آنگاه روح او خداوند را احساس خواهد کرد. احساس خواهد کرد که خداوند او را بخشیده است، و او را دوست دارد؛ و شما این را از روی تجربه خواهید دانست، و فیض روح القدس در روحتان، شاهد نجات شما خواهد بود، و دلتان می خواهد که در سراسر دنیا فریاد بزنید: "خداوند ما را بسیار دوست دارد!"
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سوم، 6)
38. تنها کسی که خود را از هر گناهی حفظ می کند، می تواند ایمانی خالصانه و پرشور داشته باشد. ایمان فقط با وجود اخلاق نیک حفظ می شود.
(قديس نيكون از اُپتينا)
2.واقعیت های دنیای روحانى
گناه و شر
39. دروغ، اغفال عقل است، در حالی که شر، اغفال اراده است. نشانه ای که توسط آن یکی از دیگری متمایز می شود، قضاوت خود خدا است... آنچه او به انسان می آموزد راستی است. راستی همان چیزی که انسان را به سمت خیر هدایت می کند. اما هر چیزی که این را در تضاد قرار دهد کاملاً دروغ و کاملاً شر است.
(قدیس نیکلاس از کاباسیلاس، هفت خطبه درباره زندگی در مسیح، 7)
40. دنیای ما توسط دو اصل و منبع هدایت می شود: خدا و شیطان. هرچه در دنیای انسانها نیک است منشأ آن خداست و هر آنچه بد است اصل و منشأ آن شیطان است. در حسابرسی نهایی، همه نیکی ها از جانب خداست و همه بدی ها از طرف شیطان.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیحات اول یوحنا 3: 11)
41. غذا بد نیست، اما پرخوری بد است. فرزند آوردن بد نیست، اما زنا بد است. پول بد نیست، اما بخل بد است. جلال و شکوه بد نیست، بلکه خود ستایی بد است. در واقع، هیچ بدی در چیزهای موجود نیست، بلکه بدی فقط در استفاده نادرست از آنها وجود دارد.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 3.4)
42. خدا و گناه در دو قطب مخالف هم قرار دارند. کسی که ابتدا به گناه پشت نکرده باشد نمی تواند روی خود را به سوی خدا بگرداند. وقتی انسان روی خود را به سوی خدا برگرداند، همه راههای او به خدا منتهی می شود. وقتی انسان روی خود را از خدا برگرداند، همه راههای او به هلاکت می رسد. سرانجام وقتی انسان، خدا را با کلام و در قلب خود رد می کند، دیگر توانایی انجام هيچ کاری را ندارد، چه از نظر روحى و چه جسمى، جز اینکه برای نابودی کامل او خدمت كند.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
آزادی
43. در حقیقت تنها یک آزادی وجود دارد - آزادی مقدس در مسیح است که به موجب آن، او ما را از گناه، شر، و از شیطان آزاد کرد. این آزادی ما را به خدا پیوند می دهد. همه آزادی های دیگر توهم، دروغین، به عبارتی همه آنها در واقع بردگی هستند.
(قدیس جاستین پوپوویچ، فصول زاهدانه و الهیاتی، 2.36)
44. تنها ایمان به این که همه چیز به این وجود زمینی ختم نمی شود، به ما قدرت می دهد که به هیچ طریقی خود را به این زندگی زمینی زنجیر نکنیم و به خاطر آن به هر نوع پستی، خواری و ذلتی وارد نشویم. تنها انسان با ایمان عمیق و صادقانه می تواند واقعاً آزاد باشد. وابستگی به خداوند خدا، تنها وابستگی است که انسان را پست نمی سازد و به خادمی رقت انگیز تبدیل نمی کند، بلکه برعکس، او را تعالی می بخشد.
(شهید الكساندر مدم ، نامه به پسرش ، 1922)
45. برخی از مردم از کلمه آزادی، توانایی انجام هر کاری را که فرد بخواهد برداشت میکنند... افرادی که بیشتر از دیگران به خود اجازه دادهاند که وارد بردگی گناهان، هوسها و آلودگیها شوند، به عنوان مشتاقان آزادی بیرونی ظاهر میشوند و میخواهند قوانین را تا حد امکان گسترش دهند. اما چنین فردی از آزادی بیرونی فقط برای سنگین تر کردن بردگی درونی خود استفاده می کند. آزادی واقعی، توانایی فعال انسانی است که اسیر گناه نیست، که توسط وجدان بیدار نکوهش نمیشود، در پرتو حقیقت خدا بهترین را انتخاب میکند و آن را به یاری نیروی توفیق دهندهٔ خدا به فعلیت میرساند. این آزادی است که محصور به آسمان و زمین نیست.
(قدیس فیلارت از مسکو، موعظه درباره روز تولد امپراتور نیکلاس اول، 1851)
46. خداوند از ما می خواهد که یکدیگر را محبت نماییم. آزادی اینجاست: محبت به خدا و همسایه. در این آزادی برابری وجود دارد. در مراتب زمینی، ممکن است برابری وجود نداشته باشد، اما این برای روح مهم نیست. نه همه می توانند پادشاه باشند، نه همه پاتریارک یا رئیس. اما در هر مقامی می توان خدا را دوست داشت و او را خشنود ساخت و فقط این مهم است. و هر که بر روی زمین خدا را بیشتر محبت کند در ملکوت او جلال بیشتری خواهد یافت.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار ششم، .23)
هدف زندگی
47. هر فرد مسیحی ای باید برای خود ضرورت و انگیزه ای برای قدیس شدن پیدا کند. اگر بدون مبارزه و بدون امید برای مقدس شدن زندگی می کنید، پس فقط در نام مسیحی هستید و نه در ذات. اما بدون تقدس، هیچ کس خدا را نخواهد دید، یعنی به سعادت ابدی نخواهند رسید. این یک سخن امین و قابل اعتماد است که عیسی مسیح برای نجات گناهکاران به جهان آمد (اول تیموتائوس 1: 15). اما اگر در حالی که گناهکار باقی میمانیم، فکر کنیم که نجات یافتهایم، خود را فریب داده ایم. مسیح آن گناهکاران را با دادن ابزاری برای تبدیل شدن به قدیسین نجات می دهد.
(قدیس فیلارت از مسکو، خطبه 23 سپتامبر 1847)
48. کسب تقدس، آن گونه که عده ای فکر می کنند، منحصر به راهبان نیست. افراد دارای خانواده نیز، مانند تمام کسانی که در انواع حرفه ها در دنیا زندگی می کنند، به قداست فرا خوانده می شوند، زیرا فرمان کمال و تقدس نه تنها به راهبان، بلکه به همه مردم داده شده است.
(شهید قهرمان اونوفری گاگالوک)
49. هدف اصلی زندگی ما این است که در ارتباط با خدا زندگی کنیم. به این منظور پسر خدا جسم گرفت تا ما را به این ارتباط الهی بازگرداند، که با سقوط در گناه از بین رفته بود. ما از طریق عیسی مسیح، پسر خدا، با پدر ارتباط برقرار می کنیم و بدین ترتیب به هدف خود می رسیم.
(قدیس تئوفان منزوی، نامه هایی به افراد مختلف، 24)
50. همانطور که مردم برای لذت بردن از جنگ وارد آن نمی شوند، بلکه برای نجات از جنگ، ما نیز برای لذت بردن از این دنیا وارد آن نمی شویم، بلکه برای نجات از آن. مردم به خاطر چیزی بزرگتر از خود جنگ به جنگ می روند. بنابراین ما نیز به خاطر چیزی بزرگتر وارد این زندگی موقتی می شویم: برای زندگی ابدی. و همانطور که سربازان با خوشحالی درباره بازگشت به خانه فکر می کنند، مسیحیان نیز دائماً پایان زندگی و بازگشت خود به سرزمین پدری را به یاد می آورند.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
قديسين
51. روح فروتن متبارک است. خداوند او را دوست دارد. مادر خدا در فروتنی از همه بالاتر است، و بنابراین همه نسل ها بر روی زمین او را متبارک می خوانند، در حالی که قدرت های آسمانی به او خدمت می کنند. و خداوند این مادر متبارک خود را به عنوان مدافع و یاور به ما عطا کرده است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سوم .14)
52. خداوند درباره قدیسین خود چنین می گوید "کسانی که مرا دوست دارند، دوست می دارم. و هر که مرا جلال دهد، ایشان را جلال می بخشم". (امثال 8: 17، اول سموئیل 2: 30،) خداوند روح القدس را به قدیسین داد و آنها ما را در روح القدس دوست دارند. قدیسین دعاهای ما را می شنوند و از جانب خدا قدرت دارند که به ما کمک کنند. تمام قوم مسیحی این را می دانند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوازدهم، .1,8)
53. خیلی ها فکر می کنند که قدیسین از ما دور هستند. اما قدیسین از کسانی که از آنها فاصله می گیرند بسیار دور اند درحالیکه به کسانی که احکام مسیح را نگاه می دارند و از فیض روح القدس برخوردارند بسیار نزدیک هستند. در آسمانها همه چیز توسط روح القدس به حرکت در می آید. اما روح القدس بر روی زمین نیز هست. او در کلیسای ما زندگی می کند. او در رازهای مقدس زندگی می کند. او در کتب مقدس است. او در جان مؤمنان است. روح القدس همه چیز را متحد می کند و بنابراین قدیسین به ما نزدیک هستند. و هنگامی که ما به آنها دعا می کنیم، روح القدس دعاهای ما را می شنود، و روح ما احساس می کند که آنها نیز برای ما دعا می کنند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوازدهم، .3)
54. قدیسین شبیه خداوند هستند، اما همه افرادی که احکام مسیح را نگه می دارند، نیز چنین هستند. اما کسانی که بر اساس هواهای نفسانی خود زندگی می کنند و توبه نمی کنند شبیه شیطان هستند. من فکر می کنم که اگر این راز برای جهانیان آشکار می شد، آنها از خدمت به شیطان دست می کشیدند و هر کس با تمام قدرت خود سعی می کرد خداوند را خدمت کند و مانند او باشد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوازدهم، .9)
55. هنگامی که روح، به وسیله روح القدس، مادر خدا را بشناسد، هنگامی که روح، در روح القدس با رسولان و انبیا و همه قدیسین و صالحان خویشاوند شود، آنگاه به طور مقاومت ناپذیری به آن جهان کشیده می شود و نمی تواند در این دنیا بماند، بلکه مضطرب و تشنه است و نمی تواند از دعا دست بکشد، و اگر چه بدن خسته می شود و می خواهد روی تخت دراز بکشد، روح برای خداوند و ملکوت قدیسین اشتیاق دارد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار اول، .28)
کتاب مقدس
56. کتاب مقدس ما را به سوی خدا هدایت می کند و راه معرفت خدا را می گشاید.
(قدیس یوحنای زرین دهان، گفتار درباره انجیل یوحنا، 2 : 59)
57. از میان تمام مصائبی که بر نوع بشر سنگینی می کنند، هیچ کدام از آنها، اعم از روحی و جسمی، نیست که توسط کتاب مقدس نتواند بهبود یابد.
(قدیس یوحنای زرین دهان، گفتار درباره کتاب پیدایش، 29. 1)
58. همانطور که، کسانی که از نور محروم هستند نمی توانند مستقیم راه بروند، همچنین کسانی که پرتو کتاب مقدس را نمی بینند نیز لزوماً گناه می کنند، زیرا آنها در عمیق ترین تاریکی راه می روند.
(قدیس یوحنای زرین دهان، گفتار درباره رساله به رومیان، 0. 1)
59. انسان فروتنی که زندگی روحانی دارد، وقتی کتاب مقدس را می خواند، همه چیز را به خودش ربط می دهد، نه به دیگران.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1. 6)
60. در همه چیزهایی که در کتاب مقدس مشاهده می کنید، هدف کلمات را جستجو کنید تا وارد ژرفای افکار قدیسین شوید و آنها را با دقت بیشتری درک کنید. بدون دعا و استعانت از خدا به خواندن کتب آسمانی نپردازید. دعا را کلید درک واقعی آنچه در کتاب مقدس آمده است در نظر بگیرید.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه 1 .85)
61. هنگامی که شروع به خواندن یا گوش دادن به کتاب مقدس می کنید، اینگونه به درگاه خدا دعا کنید: "خداوندا عیسی مسیح، گوش و چشم قلبم را بگشا تا سخنان تو را بشنوم و آنها را درک کنم و اراده تو را برآورده سازم." همیشه اینگونه از خدا بخواهید تا ذهن شما را روشن کند و قدرت کلامش را به روی شما بگشاید. بسیاری از مردم با اعتماد به عقل خود، فریب خورده اند.
(قدیس افرایم سوری)
62. گناه غرور آفرین بزرگی است که شخص پس از مطالعه ادبیات سكولار(دنيوى و غير روحانى) و مراجعه به کتاب مقدس ، تمام آنچه را که می گوید قانون خدا می داند و سعی در شناخت اندیشه های انبیا و رسولان ندارد، بلکه از كتاب مقدس متون بى مورد را برای افکار خود بیرون مى آورد، گویى كه این یک کار نيک است ، و نه آلوده ترین نوع مطالعه: یعنی تحریف افکار کتاب مقدس و ارائه آنها براى اهداف خود، علی رغم تناقضات آشکار ... این مناسب کودکان و شارلاتان هاست كه سعی می کنند آنچه را که نمی دانند آموزش دهند.
(قدیس جروم، نامه به قدیس پائولینوس)
سُنت مقدس
63. اگر کسی بخواهد از حیله ها در امان باشد و در ایمان سالم بماند، باید ایمان خود را ابتدا به اعتبار کتاب مقدس و ثانیاً به سنت کلیسا محدود کند. اما ممکن است کسی بپرسد که آیا قانون کتاب مقدس برای همه موارد کافی نیست، و چرا باید به آن مرجع سنت را نیز اضافه کنیم؟ دلیلش این است که همه مردم کتب مقدس را به یک شکل درک نمیکنند، بلکه یکی آن را اینگونه توضیح میدهد و دیگری طور دیگر، بهنوعیکه میتوان به تعدادی که سر وجود دارد از آن افکار متفاوت دریافت کرد.
بنابراین ضروری است که با درک کلیسا هدایت شویم... سنت چیست؟ این چیزی است که همه، همه جا و در همه زمان ها آن را درک کرده اند... آنچه شما دریافت کرده اید، و نه آن چیزی که گمان کرده اید... پس کار ما این نیست که دین را به جایی که ما می خواهیم برود، هدایت کنیم، بلکه باید آن را به جایی که منتهی می شود دنبال کنیم، و آنچه را که از خودمان است به وارثان خود ندهیم، بلکه از آنچه که به ما داده شده است محافظت کنیم.
(قدیس وینسنت از لرینا، یادداشت های یک زائر)
64. توضیح دادن اناجیل یا سایر کتب مقدس را خودتان به عهده نگیرید. کتب مقدس خودسرانه توسط انبیا و رسولان بیان نشدند، بلکه با الهام روح القدس بیان شدند. پس چقدر غیر عقلانی است که آنها را خودسرانه توضیح دهیم؟ روح القدس، که کلام خدا را از طریق انبیا و رسولان بیان کرده، آن را از طریق پدران مقدس توضیح داده است. هم کلام خدا و هم توضیح آن هر دو هدیه روح القدس است. کلیسای مقدس ارتدوکس و فرزندان واقعی آن فقط این تفسیر پدران را می پذیرند!
(قدیس ایگناتیوس بریانچانینوف، درباره مطالعه انجیل)
65. گاهی اوقات پروتستان های ژاپنی نزد من می آیند و از من می خواهند که جایی در کتاب مقدس را برایشان روشن کنم. به آنها می گویم: "شما معلمان مبلغی خود را دارید، بروید از آنها بپرسید، آنها چه می گویند؟"، آنها پاسخ می دهند "ما از آنها پرسیده ایم. آنها می گویند: همانطور که خود می دانید درک کنید. اما من نیاز دارم فکر واقعی خدا را بدانم، نه نظر شخصی خودم را." ... برای ما اینطور نیست. همه چیز روشن، قابل اعتماد و ساده است، زیرا ما علاوه بر کتاب مقدس، سنت مقدس را نیز می پذیریم. و سنت مقدس صدای زنده و ناگسستنی کلیسای ما از زمان مسیح و رسولانش تاکنون بوده است، و تا پایان جهان وجود خواهد داشت. در آن تمام معنای کتاب مقدس حفظ شده است.
(قدیس نیکلاس از ژاپن، خاطرات، 15 ژانویه 1897)
کلیسای مسیح
66. برادران و خواهران! خدای تماماً رحیم سعادت ما را هم در این زندگی و هم در آخرت می خواهد. برای این منظور کلیسای مقدس خود را تأسیس کرد تا کلیسا ما را از گناه پاک سازد، ما را تقدیس کند، ما را با او آشتی دهد و برکات آسمانی را به ما ببخشد. آغوش کلیسا همیشه به روی ما باز است. بیایید همه ما که وجدانهایمان سنگین شده است، سریعتر به آنجا بشتابیم. بیایید بشتابیم، و کلیسا سنگینی بارهای ما را برمی دارد، به ما در برابر خدا دلیری می بخشد و قلب ما را از شادی و برکت پر می سازد.
(قدیس نکتاریوس از اگینا، راه سعادت، 1).
67. کلیسای مسیح واحد، مقدس، جهانی و رسولی است. آن خودش یک بدن روحانی واحد است که سرش مسیح است، و روح القدسِ واحدی در آن ساکن است. بخشهای محلی کلیسا اعضای یک بدنه کلیسای جهانی هستند و مانند شاخههای یک درخت از یک شیره و از یک ریشه تغذیه میشوند. کلیسا را مقدس می نامند زیرا با کلام مقدس، اعمال، قربانی و رنج بنیانگذارش، عیسی مسیح، تقدیس شده است، که او با این هدف آمد تا انسان ها را نجات دهد و آنها را به تقدس برساند. کلیسا را جهانی می نامند، زیرا نه توسط مکان، نه توسط زمان، نه توسط ملت و نه زبان محدود نشده است. کلیسا با تمام بشریت ارتباط برقرار می کند. کلیسای ارتدوکس را رسولی می نامند زیرا روح، تعلیم و اعمال رسولان مسیح به طور کامل در آن حفظ شده است.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تعالیم مذهبی)
68. ما می دانیم و متقاعد شده ایم که دور شدن از کلیسا، خواه به تفرقه، بدعت یا فرقه گرایی، هلاکت کامل و مرگ روحانی است. برای ما مسیحیت خارج از کلیسا وجود ندارد. اگر مسیح کلیسا را تأسیس کرد و کلیسا بدن اوست، پس جدا شدن از بدن او به معنای مردن است.
(قدیس هیلاریون ترویتسکی، درباره زندگی در کلیسا)
69. فرد نباید، در میان دیگران به دنبال حقیقتی باشد که می توان به راحتی از کلیسا دریافت کرد. زیرا رسولان در کلیسا، مانند خزانهای غنی، هر آنچه مربوط به حقیقت است قرار دادهاند، تا همه بتوانند از این نوشیدنی زندگی بنوشند. کلیسا دروازه حیات است.
(قدیس ایرنیوس از لیون، علیه بدعت ها، 3.4)
70. کلیسا مقدس است، اگرچه گناهکارانی در آن وجود دارند. کسانی که گناه می کنند، اما خود را با توبه حقیقی پاک می سازند، کلیسا را از مقدس بودن باز نمی دارند. اما گناهکارانی که توبه نمی کنند، چه بهطور آشکار توسط اقتدار کلیسا، و چه به طور نامرئی توسط قضاوت خدا، از بدن کلیسا جدا میشوند. و بنابراین در این زمینه کلیسا مقدس باقی می ماند.
(قدیس فیلارت از مسکو، تعالیم مذهبی)
71-72. چه زمانی در مسیح زندگی می کنیم؟ زمانی که بر اساس انجیل و کلیسای او زندگی می کنیم. زیرا او خود، و نه تنها انجیل او، با تمام کمالات و فضایلش در کلیسا است. کلیسا بدن زندهٔ ابدی خدا-انسان مسیح است. ما در کلیسا رازهای مقدس را به عنوان ابزار فیض دریافت می کنیم. ما در کلیسا ابزار اعمال نیک مقدس را می یابیم. خداوند ما عیسی مسیح در این جهان از کلیسا جدایی ناپذیر است. او در تمام اعصار با تک تک اعضای کلیسا می ماند. کلیسا تمام وجود او را برای ما حاضر دارد، و پیوسته خود را به طور کامل به ما میدهد تا بتوانیم در این جهان همانطور که او زندگی کرد، زندگی کنیم.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیح درباره اول یوحنا، 4: 9, 17)
پدر روحانی
73. در نظر بگیرید که روح القدس در پدر روحانی زندگی می کند، و او به شما خواهد گفت که چه کاری انجام دهید. اما اگر فکر کنید که پدر روحانی با سهل انگاری زندگی می کند، و روح القدس نمی تواند در او ساکن باشد، شما دچار سوء تفاهم شده اید و برای چنین فکری سخت رنج خواهید برد و خداوند شما را فروتن خواهد ساخت.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوم، .1)
74. اگر فردی همه چیز را به پدر روحانی خود نگوید، مسیر او پیچیده خواهد بود و به ملکوت آسمان نخواهد رسید. اما مسیر کسی که همه چیز را بیان می کند مستقیماً به ملکوت آسمان منتهی می شود.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سیزدهم، .9)
75. همه چیز را به پدر روحانی خود بگویید، و خداوند به شما رحم خواهد کرد و از توهم رهایی خواهید یافت. اما اگر فکر می کنید که بیشتر از پدر روحانی خود در مورد زندگی روحانی می دانید و در اعتراف همه چیز را در مورد خود به او نمی گویید، فوراً به شما اجازه داده می شود که دچار نوعی تردید شوید تا اصلاح گردید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هفدهم، .13)
76. روح القدس از طریق پدر روحانی به طور عرفانی عمل می کند و آنگاه که از حضور پدر روحانی خود مرخص می شوید، تجدید روح خود را حس می کنید. اما اگر موجب سر درگمی پدر روحانی خود شوید، این بدان معناست که شما خالصانه اعتراف نکرده اید و تمام گناهان برادرتان را از صمیم قلب نبخشیده اید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سیزدهم، .11)
77. خداوند ما را بسیار دوست دارد که برای ما بر روی صلیب رنج کشید، و رنج او آنقدر زیاد بود که ما نمی توانیم آن را درک کنیم. به همین ترتیب شبان روحانی ما برای ما رنج می برد، اگرچه ما اغلب رنج او را نمی بینیم. هر چه محبت شبان بیشتر باشد، رنج او نیز بیشتر می شود. و ما، بره ها، باید این را بفهمیم و به شبان خود محبت کنیم و به او احترام بگذاریم.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سیزدهم، .2)
78. پدر روحانی فقط مسیر را نشان می دهد، مثل یک تابلوی راهنما، اما ما، خودمان باید آن را طی کنیم. اگر پدر روحانی راه را نشان دهد و شاگرد خودش را تکان ندهد، به جایی نمیرسد و نزدیک تابلوی راهنما میپوسد.
(قدیس نیکون از اُپتینا)
مجازات
79. در شناخت آنچه بعد از مرگ شما خواهد بود فریب نخورید: آنچه را در اینجا بکارید در آنجا درو خواهید کرد. بعد از ترک اینجا، هیچکس نمی تواند پیشرفت کند. کار اینجاست، پاداش آنجا. اینجا مبارزه، آنجا تاج ها.
(قدیس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 606)
80. خدا با همه کسانی که او را دوست دارند، ارتباط ایجاد می کند. ارتباط با خدا حیات و نور و شیرینی با تمام نیکی هایی است که او دارد. اما کسانی که به میل خود خدا را ترک می کنند، او با جدایی آنها از خودش، جزایشان را می دهد، که خودشان انتخاب کرده اند. همان گونه که جدایی از نور ظلمت است، بیگانگی از خدا نیز محرومیت از همه نیکی های اوست. اما نیکی های خدا ابدی و بی پایان است، به طوری که از دست دادن آنها ابدی و بی پایان است. بنابراین گناهکاران عامل عذاب خود خواهند بود، مانند نابینایان که نور را نمی بینند، هر چند بر آنها می تابد.
(قدیس ایرنیوس از لیون، علیه بدعت ها، 5.27)
81. منجی نسل بشر، با به کارگیری همه ابزارها برای رهایی انسان از فریب، با ما که از او اطاعت می کنیم، برکات آسمانی و الهی را به اشتراک گذاشته است. اما به نافرمانان نشان داده است که نه عذاب های موقتی که برای مدتی باقی می مانند، بلکه عذاب های ابدی و ازلی در انتظار آنهاست.
(قدیس فوتیوس بزرگ، آمفیلوسیوس، 6)
82. نه تنها مردان، بلکه زنان، جنس ضعیف تر، در پیمودن راه باریک مسیح، ملکوت آسمان را برای خود دریافت کرده اند. زیرا مرد و زن وجود ندارد، بلکه هرکس برحسب زحمات خود پاداش خود را دریافت می کند.
(قدیس افرایم سوری، موعظه درباره بازگشت ثانوی خداوند)
شادی ابدی مسیحیان
83. مسیحیان، همیشه شاد باشید، زیرا شر، مرگ، گناه، شیطان و جهنم توسط مسیح فتح شده است. اما وقتی همه اینها فتح شدند، آیا کسی در دنیا وجود دارد که بتواند شادی ما را از بین ببرد؟ شما سرورانِ این شادی ابدی هستید تا زمانی که تسلیم گناه نشوید. شادی در قلب ما بخاطر حقیقت، محبت، رستاخیز و از کلیسا و قدیسینِ مسیح شعله ور است. شادی در دل ما شعله ور است، برای رنج های بخاطر او، تمسخر شدن بخاطر او، و مرگ برای او، تا آنجا که این رنج ها نام ما را در آسمان می نویسند. هیچ شادی واقعی روی زمین بدون پیروزی بر مرگ وجود ندارد، اما پیروزی بر مرگ بدون رستاخیز وجود ندارد، و رستاخیز بدون مسیح وجود ندارد. مسیح خدا-انسان برخاسته است، بنیانگذار کلیسا، دائماً این شادی را از طریق رازهای مقدس و اعمال نیک در قلب پیروان خود جاری می سازد. ایمان ما در این شادی ابدی تحقق می یابد، تا آنجا که شادی ایمان به مسیح تنها شادی واقعی برای طبیعت انسان است.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیحات اول تسالونیکیان، 5)
3. ما و همسایگان ما
روابط با افراد دیگر
84. یک مسیحی باید با همه خوش رفتار باشد. گفتار و کردار او باید با فیض روح القدس، که در روح او ساکن است، دم بزند، تا بدین ترتیب نام خدا را جلال دهد. کسی که همه گفتار خود را نظم دهد، همه اعمالش را نیز منظم می کند. کسى که مراقب گفتارى است که مىگوید، مراقب اعمالى هم که مىخواهد انجام دهد هست، و هرگز از اعمال نیک و خیر خارج نمىشود. گفتار برازنده یک مسیحی با ظرافت و ادب مشخص می شود. این واقعیت که زاده محبت است، آرامش و شادی به ارمغان می آورد. از سوی دیگر کسالت، نفرت، دشمنی، رنج، رقابت، بی نظمی و جنگ را به وجود می آورد.
(قدیس نکتاریوس از اگینا، مسیر خوشبختی، 7)
85. مایه خوشحالی است که احساس کنیم در میان انسانها هیچ دشمنی نداریم و نمی توانیم داشته باشیم، بلکه فقط برادرانی ناراضی وجود دارند که سزاوار ترحم و کمک هستند، حتی زمانی که در اثر سوء تفاهم، دشمن ما شده و با ما می جنگند. وای! آنها نمی فهمند که دشمن در درون خودمان یافت می شود، و قبل از هر چیز باید او را از خودمان دور کنیم و سپس به دیگران نیز کمک کنیم تا این کار را انجام دهند. ما فقط یک دشمن داریم: شیطان و ارواح شیطانی او. اما انسان، هر چقدر هم که سقوط کرده باشد، هرگز جرقه های نور و خوبی را از دست نمی دهد، که ممکن است در شعله ای روشن دمیده شوند. اما برای ما دلیلی برای مبارزه با مردم وجود ندارد، حتی زمانی که آنها به طور مداوم انواع ضربات و سرزنش ها علیه ما می فرستند... مبارزه علیه مردم، موضع گیری نادرست از دشمنان ما است. حتی اگر موفق شویم، از این مبارزه چیزی به دست نمی آوریم، بلکه نسبت به موفقیت خود بیگانه می شویم.
(شهید رومن مدود، نامه ای به دخترش از گولاگ، 1932).
86. با تمام قدرت از خداوند تواضع و محبت برادرانه بخواهید، زیرا خدا فیض خود را برای محبت نسبت به یک برادر آزادانه می بخشد. آزمایشی روی خودتان انجام دهید: یک روز از خدا برای برادرتان محبت بطلبید و روز دیگر - بدون محبت زندگی کنید. خودتان تفاوت را خواهید دید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار، شانزدهم. 8)
87-88. خود را به راستی آراسته کنید، سعی کنید در همه چیز راست گو باشید. و از دروغ حمایت نکنید، مهم نیست چه کسی از شما بخواهد. اگر حقیقت را گفتید و کسی از شما عصبانی شد، ناراحت نشوید، بلکه با سخن خداوند تسلی پیدا کنید: خوشا به حال آنان که در راه عدالت آزار می بینند، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است (متی. 5: 10).
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 26 ،29)
89. اشعیای مقدّس فرمود: اگر فردی با برادرش با نیرنگ سخن گوید، از آسیب روحی در امان نمی ماند.
(پدران قدیم، 10 .28)
90. اگر کسى در امرى بر خدا توکل کرد، درباره آن با برادرش مجادله نکند.
(قدیس مرقس زاهد، خطبه 2. 103)
91. به نیکوکاران نزدیک شوید و به وسیله آنها به خدا نزدیک خواهید شد. با صاحبان تواضع ارتباط برقرار کنید تا از آنها اخلاقیات بیاموزید. فردی که از کسی که خدا را دوست دارد پیروی می کند، در اسرار خدا غنی می شود. اما کسی که از انسان ستمکار و مغرور پیروی می کند از خدا دور شده و دوستانش از او متنفر می شوند.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه 57،8)
92. قدیس پیمن بزرگ گفت: از هر فردی که دوست دارد نزاع کند، دوری کنید.
(پدران قدیم، 11 .59)
93. اگر نمی توانید دهان کسی را که برادرش را دشنام می دهد ببندید، لااقل از گفتگو با او بپرهیزید.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه 89)
چگونه با گناهان دیگران برخورد کنیم
94-95. گناهکاران را دوست بدارید، اما از کردارشان متنفر باشید، و گناهکاران را به خاطر کوتاهیهایشان تحقیر مکنید، تا خودتان در وسوسهای که آنها در آن مانده اند گرفتار نشوید... نسبت به هیچ کس عصبانی نشوید و از هیچکس متنفر نباشید، نه به خاطر ایمانشان و نه به خاطر اعمال شرم آورشان... نسبت به گناهکار نفرت نورزید زیرا همه ما گناهکاریم... از گناهان متنفر باشید و برای گنهکاران دعا کنید، تا مانند مسیح شوید که از گناهکاران بیزار نبود، بلکه برای آنها دعا می کرد.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه 57،90)
96. بدی را در خود بیابید نه در افراد یا چیزهای دیگر، چرا که شما یاد نگرفته اید چگونه بدرستی برخورد کنید. برخورد کودک با آتش یا چاقو اینگونه است: خود را می سوزاند، خود را می برد.
(قدیس سباستین از کاراگاندا)
97. برادری از پیری پرسيد: اگر ببينم برادرم به گناه افتاده، خوب است آن را پنهان كنم؟ پیر پاسخ داد: وقتی از روی محبت گناه برادرمان را پنهان می کنیم، خدا هم گناهان ما را پنهان می کند. اما وقتی گناه برادرمان را در برابر دیگران فاش می کنیم، خدا هم گناهان ما را بر مردم آشکار می سازد.
(پدران قدیم، 9.9)
98. نسبت به کسانی که گناه می کنند عصبانی نشوید. علاقه ای برای متوجه شدن هر گناهی در همسایه خود و قضاوت در مورد آن نداشته باشید، بطوریکه اغلب چنین می کنیم. هر کس در پیشگاه خدا پاسخگوی خود خواهد بود. مخصوصاً نسبت به گناهان آنانی که از شما بزرگتر هستند، که شما با ایشان سر و کاری ندارد، با نیت بد نگاه نکنید. بلکه گناهان خود را، و قلب خود را، اصلاح کنید.
( قدیس جان کرونستات، زندگی من در مسیح، I.6)
99. اگر همسایه خود را در گناه می بینید، فقط به آن نگاه نکنید، بلکه به کارهای نیکی که انجام داده یا می دهد فکر کنید، و به ندرت این کار را امتحان کنید. در حالی که بطور جزئی قضاوت نکنید، متوجه می شوید که او از شما بهتر است.
(قدیس باسیل کبیر، گفتگوها، 20)
100. اگر فردى را می بینید كه گناه كرده و به او رحم نكنید، فیض خدا شما را ترک خواهد کرد. هر کس افراد شرور را نفرین کند و برای آنها دعا نکند، هرگز فیض خدا را نخواهد شناخت.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هفتم.4، .هشتم 6)
101. كسى كه گناهان ديگران را به شدت مورد تعقيب قرار می دهد، نسبت به گناهان خود اغماضى نخواهد داشت.
(قدیس یوحنای زرین دهان، درباره احکام، 3. 6)
آیا باید آنهایی را که گناه کرده اند محکوم کنیم؟
102. بهتر است برای همسایه خود با حسن نیت دعا کنیم، تا اینکه او را برای هر گناهی محکوم کنیم.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.132)
103. سعی نکنید از سرزنش كسی كه به فضیلت خود می بالد نفعی ببرید، زیرا او که دوست دارد خود را نشان دهد نمی تواند دوستدار حقیقت باشد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.222)
104. هر کس با ترس از خدا، گناهکارى را اصلاح و هدایت می کند، براى خود فضیلتى به دست مى آورد، که مخالفت با گناه است. اما هرکه به گناهکار، با کینه توزی و با نیت بد بنگرد و توهین کند، طبق یک قانون روحانی، مانند آن گناهکار، به همان هوای نفس می افتد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.183)
105. هنگامی که می خواهید کسی را به سوی نیکی هدایت کنید، ابتدا او را از نظر جسمی آرام کنید و با کلمات محبت آمیز او را گرامی بدارید. زیرا هیچ چیز چنین فردی را اینگونه به شرمندگی سوق نمی دهد و او را وادار نمی کند که از رذیلت خود دور شود و به سوی بهتر شدن، مانند خوبی های جسمانی و شرافتی که در شما می بیند، تغییر کند. پس با محبت یکی دو کلمه به او بگویید و نسبت به او عصبانی نشوید. نگذارید او هیچ دلیلی برای دشمنی در شما ببیند. زیرا محبت نمی داند چگونه عصبانی شود.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 85،57)
قضاوت کردن
106. کسی که برای گناهان خود طلب آمرزش کند، تواضع را دوست دارد. اما کسی که دیگری را قضاوت میکند، بدیهای خود را علیه خویش تقویت میکند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.126)
107-108. قضاوت گناهان کار کسی است که بی گناه باشد، اما چه کسی غیر از خدا بی گناه است؟ کسی که در دل خود به انبوه گناهان خود فکر می کند، هرگز نمی خواهد گناهان دیگران را موضوع گفتگو قرار دهد. قضاوت در مورد فردی که گمراه شده است، نشانه غرور است و خدا مانع فرد مغرور می شود. از سوی دیگر، کسی که هر ساعت خود را برای پاسخگویی به گناهان خود آماده می کند، به سرعت سر خود را برای بررسی اشتباهات دیگران بلند نمی کند.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 53-55)
109-110. یک انسان فهیم وقتی انگور می خورد، فقط انگور رسیده را برمی دارد و ترش ها را رها می کند. بنابراین، ذهن فرد متفکر نیز با دقت فضیلت هایی را که در هر شخصی می بیند، مشخص می کند. یک فرد بی فکر به دنبال بدی ها و ناکامی ها است... حتی اگر به چشم خود دیدید کسی گناه می کند، قضاوت نکنید. زیرا اغلب حتی چشمان شما نیز فریب می خورند.
( قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 10. 16-17)
111. اگر عادت گناه آلودی دارید که همسایه خود را قضاوت کنید، پس هر گاه کسی را قضاوت کردید در آن روز سه سجده با این دعا انجام دهید:"خداوندا، او (آنکه من قضاوت کردم) را نجات بده و بر او رحم فرما، و به وسیله ی دعای او، بر من گناهکار رحم فرما." هر بار که کسی را قضاوت می کنید این کار را انجام دهید. اگر این کار را بکنید، خدا صداقت شما را خواهد دید و شما را برای همیشه از این عادت گناه آلود رهایی خواهد بخشید. و اگر هرگز هیچ کس را قضاوت نکنید، خدا نیز هرگز شما را قضاوت نخواهد کرد. به این ترتیب، شما حتی نجات خواهید یافت.
(کاهن-معترف سرگئی پراودولووبوف)
چگونه با کسانی که به ما صدمه می زنند برخورد کنیم
112. هر کس که برای کسانی که او را آزار می دهند دعا کند، شیاطین را پایین می کشد. اما کسی که با دشمن خود مخالفت می کند به شیاطین مقید است.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.45)
113. هر کس با فردی که او را تحقیر میکند، نه در کلام و نه در اندیشه مبارزه نکند، دانش واقعی را دریافت کرده و اعتماد راسخ به خدا نشان می دهد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.119)
درباره بخشش توهین
114. ما چنین قانونی داریم: اگر ببخشید، یعنی خدا شما را بخشیده است؛ اما اگر برادر خود را نبخشید، یعنی گناهانتان با شما باقی مانده است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هفتم، .9)
115. برادران عزیز، ما همه باید بمیریم، و برایمان سخت تر خواهد بود اگر هنگامی که در این دنیا هستیم، همدیگر را دوست نداشته باشیم، اگر با دشمنان خود که آنها را آزار داده ایم آشتی نکنیم، و اگر فردی که ما را اندوهگین کرده نبخشیم. آنگاه ما در آن دنیا برکت ابدی نخواهیم یافت و پدر آسمانی گناهان ما را نخواهد بخشید.
(قدیس پطرس از سیتینژ، نامه به رادولوویچ، 1805)
116. بخششِ توهین، نشانه محبت واقعی و به دور از دورویی است. زیرا خداوند نیز این جهان را محبت نمود.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.48)
وقتی مردم ما را نفرین می کنند
117. ما باید کسی که ما را نفرین می کند و افکار شیطانی پنهان ما را سرزنش می کند، تا ما با دقتِ نظر افکار خود را اصلاح کنیم، مانند فرستاده ای از جانب خدا پذیرا باشیم. زیرا ما نمی دانیم که چه تعداد بدی درونمان پنهان داریم. فقط یک انسان کامل می تواند تمام کاستی های خود را درک کند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 6)
118. تا آنجا که با تمام وجود برای کسی که به شما تهمت زده است دعا کنید، به همان میزان خدا حقیقت را بر کسانی که آن تهمت را باور داشته اند آشکار می کند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های عشق، 4.89)
وقتی مردم ما را ستایش می کنند
119. هنگامی که مردم شروع به تعریف و تمجید از ما کردند، بشتابیم تا انبوه گناهان خود را به یاد آوریم و خواهیم دید که ما واقعاً لیاقت آنچه را که آنها به افتخار ما می گویند و انجام می دهند، نداریم.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان, 22. 42)
کینه
120. اگر در مورد کسی به بدی یاد می کنید، برای او دعا کنید. و چون با دعا، دردِ یاد گناهی را که او انجام داده از بین ببرید، جلوی کینه توزی را خواهید گرفت. و هنگامی که به عشق و محبت برادرانه نسبت به نوع بشر رسیدید، کینه را کاملاً از روح خود بیرون خواهید کرد. پس هرگاه دیگری به شما بدی کرد، نسبت به او مهربان و فروتن باشید و با او به نیکی رفتار کنید تا او را از کینه توزی نجات دهید.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های عشق، 3. 90)
121. روحی که با نفرت نسبت به انسان پرورش می یابد، نمی تواند با خدا در صلح باشد، زیرا او چنین گفته است: اگر گناهان دیگران را نبخشید، پدرتان نیز گناهان شما را نخواهد بخشید (متی 6 :15). اگر فردی نمیخواهد آشتی کند، لااقل باید خود را از نفرت ورزیدن دور کند، با دلی پاک برای آن فرد دعا کند و از او بد نگوید.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های عشق، 4.35)
محبت به دشمنان
122. هر که دشمنان خود را دوست نداشته باشد نمی تواند خداوند و شیرینی روح القدس را بشناسد. روح القدس به ما می آموزد که دشمنان خود را به گونه ای دوست داشته باشیم که به روح آنها ترحم کنیم، گویی آنها فرزندان خودمان هستند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار اول، .11)
123. هرگاه مورد دشنام و نفرین یا آزار و اذیت قرار گرفتید، به آنچه برایتان رخ داده است فکر نکنید، بلکه به آنچه که در نتیجه آن دریافت خواهید کرد فکر کنید و خواهید دید فردی که به شما توهین کرده است موجب منافع بسیاری برایتان شده است. نه تنها در این عصر، بلکه در عصری که قرار است بیاید.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.114)
124. آرزوی شنیدن بدبختی کسانی که با شما مخالفت می کنند را نداشته باشید. زیرا کسانی که به دنبال شنیدن چنین سخنانی هستند و به آنها گوش می دهند، بعداً ثمره نیت شیطانی خود را درو خواهند کرد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.173)
125. از شما می خواهم چیزی را امتحان کنید. اگر کسی شما را غمگین کرد، یا به شما بی احترامی کرد، یا چیزی از مال شما را گرفت، این گونه دعا کنید: "خداوندا، ما همه مخلوقات تو هستیم. بر بندگانت رحم فرما و آنها را به سوی توبه بازگردان"، آنگاه به طور محسوس در روح خود فیض را حمل خواهید کرد. قلبتان را وادار کنید که دشمنان خود را دوست داشته باشد، و خداوند با دیدن حسن نیت شما در همه چیز به شما کمک خواهد کرد، خودِ تجربه این را به شما نشان خواهد داد. اما هر کس درمورد دشمنان خود بد اندیشی کند، خدا را دوست ندارد و او را نشناخته است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم، .21)
4. در مورد آنچه ما را به خدا نزدیک می کند
دعا
126. دعا را ترک نکنید، زیرا همان گونه که بدن با محرومیت از غذا ضعیف می شود، روح نیز در صورت محرومیت از دعا به ضعف و مرگ ذهنی نزدیک می شود.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیر طلایی، 44)
127-128. پیوسته در همه چیز دعا کنید تا بدون یاری خدا کاری انجام ندهید... هر که بدون دعا کاری انجام دهد یا به عملی مشغول شود، عاقبت موفق نخواهد شد. در این باره خداوند فرمود: "جدا از من هیچ نمی توانید کرد". (یوحنا 15 :5)
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.94،166)
129. هر کاری که بدون دعا انجام می دهیم، یا هر چیزی که می گوییم، همیشه یا به گناه منتهی می شود یا زیان آور است، و به روش مرموزی، از طریق اعمال ما را محکوم می کند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.108)
130. دعای کسی که خود را گناهکار نمی داند مورد قبول خداوند واقع نمی شود.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 55)
131. خدا دعای فردی که احکام او را انجام می دهد، می شنود و برآورده می کند. قدیس یوحنای زرین دهان می گوید: «خدا را در احکامش بشنوید، تا باشد که او شما را در دعاهایتان بشنود». فردی که احکام خدا را نگاه می دارد، همیشه در دعایش عاقل، صبور و بی ریا است. راز دعا در حفظ احکام خداست.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیحات اول یوحنا، 3 :22)
132. فکر خود را در دعا به خدایی بسپارید که همه را، حتی قبل از تولدشان، می شناسد. و نخواهید که همه چیز مطابق میل شما پیش برود، زیرا انسان نمی داند که چه چیزی برای او سودمند است. بلکه به خدا بگویید: اراده تو انجام گردد! زیرا او هر کاری را برای نفع ما انجام می دهد.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 47)
133. هر کس چیزی از خدا بخواهد و به آن نرسد، بی تردید بخاطر یکی از این دلایل است: یا به دلیل اینکه زودتر از زمان موعود درخواست می کند، یا ناشایست درخواست می کند، یا از روی بیهودگی، یا به این دلیل که اگر چیزی را که خواسته است دریافت کند یا مغرور و یا دچار غفلت خواهد شد.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 26 .60)
134. هر که بخواهد بدون راهنمایی به دعا نزدیک شود، و با غرور فکر کند که می تواند از کتاب ها یاد بگیرد و نزد پیر نرود، همچنان در نیمه راه دچار توهم شده است. اما خداوند فرد فروتن را یاری می کند، و اگر راهنمای مجربی نباشد، و او نزد یک اعتراف گیرنده، هر که باشد، برود، بنابراین خداوند به خاطر فروتنی اش او را می پذیرد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوم، .1)
135. اگر کسی هنگامی كه ذهن در حال دعا است، توسط فكر اضافى يا نگرانی برای چيزى حواسش پرت شود، اين دعا پاک نيست.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه ها، 16)
136. اگر به هنگام دریافت آنچه در دعا خواسته اید مغرور شوید، معلوم است که دعایتان به خدا نبوده و از او کمکی نگرفته اید، بلکه شیاطین با شما کار می کردند تا دلتان را تمجید کنند. زیرا هنگامی که از جانب خدا کمک می شود، روح تمجید نمیشود، بلکه بیش از پیش فروتن شده و از رحمت عظیم خدا شگفت زده می شود، که چقدر او نسبت به گناهکاران مهربان است.
(قدس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 418)
137. وقتی خدا بخواهد به کسی رحم کند، به دیگری الهام می کند که برای او دعا کند، و در این دعا یاری می رساند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار بیستم، .9)
138. در هنگام مصیبت، بی وقفه خدای مهربان را در دعا صدا بزنید. ذکر بی وقفه نام خدا در دعا، درمانی برای روح است که نه تنها نفسانیات، بلکه حتی عمل آنها را از بین می برد. همانطور که یک پزشک داروی لازم را می یابد و آن به گونه ای عمل می کند که شخص بیمار نمی فهمد، همان طور نیز نام خدا، وقتی او را صدا می زنیم، همه هوس ها را می کُشد، هرچند ما نمی دانیم چگونه این اتفاق می افتد.
(قدس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 421)
توبه
139. هر گناهی که بدون توبه باقی بماند، گناهی است باقی تا هنگام مرگ، که اگر حتی قدیس هم برای آن دعا کند، دعایش شنیده نخواهد شد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.41)
140. کسی که گناه کرده است، جز با توبه ای که مطابق گناهش باشد، نمی تواند از عذاب بگریزد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.58)
141. اگر شما از خودتان ناراضی باشید، و تا زمانی که کامل شوید، به تغییر ادامه دهید، خدا گناهان شما را پاک می کند.
(قدیس آگوستین، موعظه هایی درباره اول یوحنا، I.7)
142. قدیسین افرادی بودند مانند همه ما. بسیاری از آنها از گناهان بزرگی بیرون آمدند، اما با توبه به ملکوت آسمانی رسیدند. و هر که وارد آنجا می شود از طریق توبه ای وارد می شود که خداوند مهربان بوسیله رنج های خود به ما عطا کرده است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار دوازدهم، .10)
143. اگر کسى مرتکب گناهى شود و از صمیم قلب بخاطر آن گناه غمگین نشود، آسان است که دوباره مرتکب همان گناه بشود.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2. 215)
144. اگر کسى یک بار از گناهى توبه کند و دوباره همان گناه را انجام دهد، نشانه آن است که از اسباب گناه پاک نشده است، زیرا که از ریشه دوباره جوانه ها بیرون مى آیند.
(قدیس باسیل کبیر)
145-146. نگویید: "گناهان زیادی مرتکب شده ام، پس جرأت ندارم که در برابر خدا بر زمین بیافتم". ناامید نشوید. فقط ناامیدانه بر گناهان خود نیفزاید و به یاری خدای تماماً رحیم شرمنده نخواهید شد. زیرا او فرموده است: "آنکه نزد من آید، او را هرگز از خود نخواهم راند" (یوحنا 6 :37) و بنابراین، شجاع باشید و ایمان داشته باشید که او پاک است و کسانی را که به او نزدیک می شوند پاک می سازد. اگر می خواهید توبه واقعی را انجام دهید، آن را با اعمال خود نشان دهید. اگر دچار غرور شده اید، فروتنی نشان دهید. اگر مستی کردید، متانت نشان دهید. اگر دچار آلودگی شده اید، پاکی در زندگی را نشان دهید. زیرا گفته شده است: «از بدی روی بتابید و نیکویی پیشه کنید». (اول پطرس 3: 11)
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 87-89)
147. هر كه از گناهان خود كراهت داشته باشد از گناه کردن دست می کشد؛ و هر که به آنها اعتراف کند بخشش خواهد یافت. انسان اگر ابتدا با گناه دشمنی نکند و به گناه خود اقرار نکند نمی تواند عادت به گناه را ترک کند و آمرزیده شود. زیرا اعتراف به گناه مایه فروتنی حقیقی است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 71)
148. وقتی به طور غیرمنتظره مرتکب گناه می شوید... ضعیف النفس نباشید، در گناه خود ساکن نشوید، نگویید "چطور اجازه دادم این اتفاق بیفتد؟!" این صدای خودبینی ای غرور آفرین است. برعکس، خود را فروتن سازید و چشم روحانی تان را به سوی خداوند معطوف کرده و بگویید:" ای خداوند، از منِ چنین ضعیف و بداخلاق چه انتظاری میتوان داشت؟" و در همان لحظه از او تشکر کنید که گناه در آنجا متوقف شده است و اقرار کنید:" خداوندا، اگر نیکویی بیاندازه تو نبود، در این امر متوقف نمی شدم، بلکه قطعاً در گناهی بدتر میافتادم."
(قدیس نیکودموس از کوه مقدس. جنگ نامرئی)
149-150. یادآوری گناهان گذشته با جزئیات مضر است. زیرا اگر اندوهی برایتان بیاورند شما را از امید بیگانه می سازند، اما اگر بدون غم از آنان یاد شود، آلودگی قبلی را نشان خواهند داد. اگر میخواهید اعتراف غیرقابل نکوهشی را نزد خدا آورید، گناهان خود را به تفصیل به یاد نیاورید، بلکه شجاعانه رنجی که به خاطر آنها می آید را تحمل کنید.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.151،153)
151. خداوند گناهکار توبه کننده را بسیار دوست دارد و او را به آغوش خود می فشارد: "فرزند من کجا بودی؟ مدت زیادی منتظر تو بودم." خداوند با صدای انجیل همه را به سوی خود می خواند و صدای او در سراسر جهان شنیده می شود: "بیایید پیش من ای گوسفندانم، من شما را خلق کرده ام و دوستتان دارم. عشق من به شما مرا به زمین آورد، و من برای نجات شما همه چیز را متحمل شدم و میخواهم که همه شما محبت من را بشناسید" و مانند رسولان در کوه تابور بگویید: "خداوندا، برای ما نیکوست که با تو باشیم."
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار نهم، .27)
152. شیاطین از کسی که به گناهان خود اعتراف می کند دوری می کنند، زیرا گناه با غرور فطرت سقوط کرده ما پایه گذاری و تقویت می شود، و تحمل سرزنش و افشاگری را ندارد. در راز اعتراف، تمام گناهانی که در گفتار، عمل یا فکر انجام شده اند، با قاطعیت شسته می شود... اعتراف به گناهان برای به درستی دور شدن از گناهان گذشته و حفظ خود از مرتکب شدن به گناه در آینده، لازم است... هیچ چیز، هیچ چیز به اندازه اعتراف مکرر، به التیام زخم های ناشی از گناهان تا هنگام مرگ کمک نمی کند.
(قدیس ایگناتیوس بریانچانینوف)
ارادهٔ ما و ارادهٔ خدا
153. این تعلیم درخشان منجی ماست: اراده تو انجام شود. (متی 6: 10). هر که این دعا را خالصانه بخواند، اراده خود را ترک می کند و همه چیز را در اختیار خدا قرار می دهد. اما اراده الهام گرفته از شیاطین عبارت است از توجیه خود و اعتماد به خود، و سپس آنها به راحتی فردی را که چنین تفکری را دریافت می کند، تحت سلطه خود قرار می دهند.
(قدیس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 40، 124)
154. تسلیم شدن به خواست خدا کارِ بسیار نیکویی است. آنگاه تنها خداوند در روح هست و هیچ فکر دیگری نیست و با ذهنی پاک به درگاه خدا مناجات می کند. هنگامی که روح به طور کامل به اراده خدا تسلیم می شود، آنگاه خود خدا شروع به هدایت آن می کند و روح مستقیماً از خدا می آموزد... یک انسان مغرور نمی خواهد مطابق خواست خدا زندگی کند. او دوست دارد خودش را هدایت کند و نمی فهمد که انسان بدون خدا درک کافی برای هدایت خود ندارد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار ششم، .1)
155. انسان به اندازه ای که اراده خود را کوتاه و فروتن می سازد، به همان اندازه به سوی موفقیت پیش می رود. اما تا جایی که او سرسختانه از اراده خود محافظت می کند، به همان اندازه به خود آسیب می رساند.
(قدیس افرایم سوری، نصیحت هایی به راهب تازه کار)
156. چگونه می توانید بفهمید که در چارچوب اراده خدا زندگی می کنید؟ نشانه آن، این است: اگر در مورد چیزی مضطرب هستید، به این معنی است که کاملاً خود را تسلیم اراده خدا نکرده اید. کسی که در اراده خدا زندگی می کند، نگران هیچ چیز نیست. و اگر به چیزی نیاز داشته باشد، هم آن را و هم خود را به خدا می سپارد. و اگر چیز لازم را دریافت نکند، با این حال آرام می ماند، گویی آن را دارد. روحی که خود را به اراده خدا سپرده است از هیچ چیز نمی ترسد، نه از رعد و برق و نه از دزد - هیچ. بلکه هر اتفاقی بیفتد، می گوید: "پس خشنودی و رضایت خدا در این است". اگر مریض باشد، فکر می کند: این بدان معناست که من می باید مریض می شدم، وگرنه خدا این مریضی را به من نمی داد. بنابراین آرامش هم در روح و هم در بدن حفظ می شود.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار ششم، .4)
157. خداوند روح القدس را بر زمین عطا کرده است، و در هر کس که ساکن شود، آن فرد در درون خود بهشت را احساس می کند. ممکن است بگویید: چرا این اتفاق برای من نیفتاده است؟ زیرا شما خود را تسلیم اراده خدا نکرده اید، بلکه مطابق خواست خودتان زندگی می کنید. به کسی که اراده خودش را دوست دارد نگاه کنید، او هرگز در خود آرامش ندارد و همیشه از چیزی ناراضی است. اما هر کس خود را به اراده خدا سپرده باشد، دعای خالص دارد. روح او خداوند را دوست دارد و همه چیز برای او پسندیده و نیکو است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار ششم، .14)
احکام
158. همانطور که راه رفتن بدون پا یا پرواز بدون بال غیرممکن است، همچنین دستیابی به ملکوت آسمانی نیز بدون اجرای احکام غیرممکن است.
(قدیس تئوفان منزوی، پنج آموزش در راه نجات، 3)
159. احکام خدا از تمام گنج های زمینی فراتر هستند. هر که آنها را به دست آورد، خدا را در درون خود پذیرفته است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 57)
160. رسول مقدس یوحنای متکلم می گوید که احکام خدا دشوار نیستند، بلکه آسان اند (اول یوحنا، 5: 3). اما آنها فقط به دلیل محبت آسان هستند، در حالی که اگر محبت نباشد همه آنها دشوار اند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار شانزدهم.10)
161. خدا انجام احکام را به خاطر خود آنها نمی خواهد، بلکه برای اصلاح نَفس می خواهد، که به خاطر آن احکام را وضع کرده است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 34)
162. خدا توسط قدرت بخشنده خود در هر فرمانی ساکن است. قدیس مرقس زاهد می گوید: «خدا در احکام خود پنهان است». خدا به هر کسی که برای حفظ احکامش تلاش می کند کمک می کند. ما از طریق روحی که به ما داده شده می دانیم که خدا در ما ساکن است. این بدان معناست که یک مسیحی هرگز تنها نیست، بلکه با خدای سه گانه مقدس زندگی و کار می کند.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیحات اول یوحنا، 3 :24)
163. درون هر مسیحی، مسیح است که جنگ روحانی انجام می دهد و پیروز میشود. این فرد مسیحی نیست که خدا را صدا می زند، دعا می کند و شکر می نماید - همه اینها کار مسیح است، وقتی خدا می بیند که ما متقاعد شده ایم که این مسیح است که همه اینها را انجام می دهد، شادی و خوشحالی کنید. بنابراین، هر مسیحی باید اعتراف کند که کارهای نیکی که انجام می دهد توسط مسیح انجام می شوند، و نه خود او. کسی که اینگونه فکر نمی کند بیهوده خود را مسیحی می داند.
(قدیس سیمئون متکلم جدید)
خدا چطور به اعمال ما نگاه می کند
164. خدا در تمام اعمال ما به نیت مان می نگرد، آیا به خاطر او کاری را انجام می دهیم و یا به خاطر مقصود دیگری.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 2: 36)
165. خدا برای اعمال بر اساس نیت آنها ارزش قائل است. زیرا گفته شده است:" خداوند موافق دلت به تو عطا می فرماید" (مزمور 20: 4)... بنابراین، هر که بخواهد کاری را انجام دهد اما نتواند، در نظر خدا، که نیت دل ما را می بیند، این کار به انجام رسیده است. این امر در مورد اعمال نیک و بد به طور یکسان صدق می کند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.184، 2.16)
166. اگر نیت بد باشد، عملی که از آن حاصل می شود نیز شر است، هر چند به ظاهر خیر باشد.
(قدیس گریگوری متکلم، گفتگوها، 1.10)
چطور باید با اعمال خود برخورد کنیم
167. به هیچ کاری بدون هدف روحانی، که برای خدا انجام می شود، فکر نکنید و انجام ندهید. زیرا اگر بی هدف سفر کنید، بیهوده کار کرده اید.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.54)
168. روزه، دعا، صدقه و هر کار نیک مسیحی به خودی خود نیک است، اما هدف زندگی مسیحی تنها در تحقق آنها نیست. هدف واقعی زندگی مسیحی ما به دست آوردن روح القدس خداست. اما روزه، دعا، صدقه و هر کار نیکی که به خاطر مسیح انجام می شود وسیله ای برای دستیابی به روح القدس است. توجه داشته باشید که فقط اعمال نیکی که به خاطر مسیح انجام می شوند ثمره روح القدس را به بار می آورند. هر کار دیگری که به خاطر مسیح انجام نمی شود، حتی اگر خوب باشد، در زندگی آینده برای ما پاداشی به ارمغان نمی آورد، و فیض خدا را در این زندگی نیز به ارمغان نمی آورد. به همین دلیل است که خداوند ما عیسی مسیح گفت: "هر که با من جمع نکند، پراکنده می سازد" (متی 12 :30).
(قدیس سرافیم ساروف، گفتگو درباره هدف زندگی مسیحی)
169. هنگامی که ذهن هدف زندگی مسیحی را فراموش می کند، حتی تحقق واضح فضیلت نیز بی فایده می شود.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2 :51)
170. هر آنچه را که در نام خدا از دست می دهید، نگه می دارید. تمام آنچه را که به خاطر خود نگه می دارید، از دست می دهید. هر چه را در نام خدا بدهید، با بهره دریافت خواهید کرد. هر چه را که به خاطر جلال و غرور خود می دهید در آب می اندازید. تمام آنچه از مردم میگیرید، گویی از جانب خدا دریافت می کنید، شما را شاد خواهد کرد. تمام چیزهایی که از مردم میگیرید، گویی تنها از مردم دریافت میکنید، برای شما نگرانی ایجاد خواهد کرد.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
171. لازم است هر كارى را با بصيرت انجام دهيد و به اندازه خود عمل كنيد تا بعداً سردرگم نشويد. انجام دادن صدقه و روزه یا هر چیز دیگری در بالاترین درجه (بیش از حد یا توانایی شخصی) فاقد بصیرت است، زیرا بعداً انجام دهنده ی آن را به سردرگمی و یأس و گلایه کردن می کشاند. حتی خدا هم چیزی را می خواهد که در قوت انسان باشد.
(قدیس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 627)
172. مهم نیست که چه کسی هستید، چه نوع کاری انجام می دهید، در مورد نحوه انجام کار خود اینگونه توضیح دهید: به عنوان یک مسیحی یا به عنوان یک کافر (یعنی با انگیزه عشق به خود و لذت دنیوی). یک مسیحی باید به خاطر داشته باشد که هر کاری، حتی کوچکترین آن، یک اصل اخلاقی دارد. یک مسیحی که تعالیم عیسی مسیح را به یاد میآورد، باید هر کاری را طوری انجام دهد تا برای گسترش فیض خدا و ملکوت آسمان در بین مردم مفید باشد.
(قدیس گابریل از ایمرتی، گزارش سالانه)
اعمال نیک ما
173. یک شر از شر دیگری نیرو می گیرد. به همین ترتیب، اعمال نیک نیز از یکدیگر جوانه می زنند، و کسی که جوانه در او یافت شود بزرگتر می شود.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه ها، 2 .93)
174. هر بار که گناه می کنیم، از شیطان متولد می شویم. اما هر بار که نیکی می کنیم، از خدا متولد می شویم.
(قدیس یوحنای زرین دهان)
175. تا آنجا که گناه نکنیم در خدا ساکن می مانیم.
(قدیس بید بزرگوار، تفسیر اول یوحنا، 3: 6)
176. هر چه زودتر کارهای نیک خود را فراموش کنید ... کار های نیک خود را ثبت نکنید، زیرا اگر آنها را ثبت کنید به زودی محو خواهند شد. اما اگر آنها را فراموش کنید، در ابدیت نوشته خواهند شد.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر دربارهٔ خیر و شر)
177. اگر می خواهید خداوند گناهان شما را بپوشاند، پس با مردم در مورد اینکه چه فضیلت هایی دارید صحبت نکنید. زیرا همانطور که ما فضایل خود را شرح دهیم، خدا نیز گناهان ما را شرح می دهد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2.135)
178. هر کس که موهبت روحانی داشته باشد و نسبت به کسى که آن را ندارد دلسوز باشد، با شفقتش موهبت خود را حفظ کرده است. اما هر که به موهبت خود مغرور باشد آن را از طریق خود باوری از دست می دهد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1.8)
حتی یک کار نیک کوچک هم ارزش دارد
179. اگر زمانی به کسى رحم کنید، به شما رحم خواهد شد. اگر نسبت به کسی که رنج می کشد دلسوزی کنید، در زمره شهدا قرار خواهید گرفت. اگر کسی که به شما توهین کرده است را ببخشید، نه تنها تمام گناهان شما بخشیده خواهد شد، بلکه فرزند پدر آسمانی خواهید بود. اگر از صمیم قلب برای نجات - حتی اندکی - دعا کنید، نجات خواهید یافت. اگر با وجدان حساس خود را سرزنش کنید، خود را متهم کنید و خود را در پیشگاه خدا به خاطر گناهانتان قضاوت کنید، حتی برای این نیز پارسا شمرده خواهید شد. اگر برای گناهان خود غمگین هستید، یا گریه می کنید، یا آه می کشید، آه شما از او پوشیده نخواهد ماند و همانطور که قدیس یوحنای زرین دهان می گوید:" اگر فقط برای گناهان خود سوگواری کنید، خدا این را برای نجات شما خواهد پذیرفت. "
(قدیس موسی از اُپتینا)
محبت
180. خدا کلمه «محبت» را به مردم داد تا بتوانند رابطه خود را با او توسط این کلمه بخوانند. وقتی مردم از این کلمه برای اشاره به رابطه خود با چیزهای زمینی سوء استفاده می کنند، آن معنای خود را از دست می دهد.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
181. امر به محبت را تحقیر مكنید، زیرا كه به واسطه آن فرزند خدا مى شوید و چون آن را بشكنید فرزند جهنم مى شوید.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 4: 20)
182. عشق به خدا باید برای ما فراتر از عشق به هر انسانی باشد.
(قدیس نیکودموس هاجیوریتی)
183. نگویید که ایمان به مسیح به تنهایی می تواند شما را نجات دهد، زیرا این امکان پذیر نیست اگر به او محبتی که با اعمال نشان داده می شود را نداشته باشید. در مورد ایمان محض: "شیاطین نیز ایمان دارند، چنان ایمانی که از ترس به خود می لرزند" (یعقوب 2: 19). عمل محبت عبارت است از نیکی قلبی نسبت به همسایه، بزرگواری، بردباری و استفاده هوشیارانه از هرچیز.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 1. 39-40)
184. همانطور که خدا همه مردم را به طور یکسان با نور خورشید روشن میکند، کسانی که میخواهند از خدا تقلید کنند نیز پرتوی یکسانی از محبت بر همه آنها تابیده میشود. زیرا هر جا محبت ناپدید شود، نفرت فوراً در جای آن ظاهر می شود. و اگر خدا محبت است، شیطان نفرت است. پس همانطور که کسی که محبت دارد خدا را در درون خود دارد، کسی که در دل خود نفرت دارد نیز، شیطان را در درون خود پرورش می دهد.
(قدیس باسیل کبیر، موعظه درباره زهد، 3)
185. "محبت انبوه گناهان را می پوشاند" (اول پطرس 4: 8). یعنی بخاطر محبت به همسایه، خدا گناهان کسی که محبت میکند را می بخشد.
(قدیس تئوفان منزوی، نامه ششم، .949)
186-187. عشق به مسیح در عشق به همسایه، عشق به حقیقت، عشق به قدوسیت، به دنیا، به پاکی، به هر چیز الهی، به هر چیز بی مرگ و ابدی سرازير می شود... همه این اشکال عشق، تجلی طبیعی عشق به مسیح هستند. مسیح خدا-انسان است و عشق به او همیشه به معنای عشق به خدا و انسان است. هنگامی که ما مسیح خدا را دوست داریم، هر آنچه که الهی، فناناپذیر و به مانند مسیح در مردم است را نیز دوست میداریم. اگر به غیر از این دلایل باشد نمی توانیم واقعاً مردم را دوست داشته باشیم. هر عشق دیگری شبه عشق است که به راحتی به بی محبتی و نفرت نسبت به مردم تبدیل می شود. عشق واقعی به انسان از عشق به خدا سرچشمه می گیرد و عشق به خدا مطابق با رعایت احکام او رشد می کند.
(قدیس جاستین پوپوویچ، توضیحات اول یوحنا، 4: 20، 5 :2)
188. محبت ثمرهٔ دعاست... صبورانه ماندن در دعا به معنای چشم پوشی فرد از خود است. بنابراین انکار نفس، به عشقِ به خدا تبدیل می شود.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 43)
189. اگر متوجه شدید که محبتی در شما نیست، اما می خواهید آن را داشته باشید، پس کارهای محبت آمیز انجام دهید، هر چند در ابتدا بدون عشق آنها را انجام دهید. خداوند آرزو و تلاش شما را خواهد دید و محبت را در قلب شما قرار خواهد داد.
(قدیس آمبروز از اُپتینا)
کسی که محبت ندارد
190. هر کس در خود آثار کینه توزی نسبت به فرد دیگری را، به دلیل هر نوع گناهی ببیند، نسبت به محبت خدا بیگانه است. زیرا محبت به خدا به هیچ وجه تنفر نسبت به انسان را تحمل نمی کند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 1.15)
191. کسی که از محبت دور است، حال بدی دارد و باید برای او دلسوزی کرد. او روزهایش را در خوابی هذیانآمیز، دور از خدا، محروم از نور میگذراند و در تاریکی زندگی میکند... هر که عشق به مسیح را نداشته باشد، دشمن مسیح است. او در تاریکی راه می رود و به راحتی به هر گناهی سوق داده می شود.
(قدیس افرایم سوری، موعظه در فضایل و رذایل)
چگونه محبت را آشکار کنیم
193. هر که محبت خدا را بشناسد، تمام دنیا را دوست میدارد و بر خلاف تقدیر خود گلایه نمی کند، زیرا تحمل غم در راه خدا شادی ابدی در پی دارد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار اول، .27)
194. محبت نه تنها از طریق تقسیم دارایی، بلکه بیشتر از طریق انتشار کلام خدا و اعمال یاری رسان آشکار می شود.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل های محبت، 1.26)
195. کمال در محبت چیست؟ دشمنان خود را به گونه ای دوست بدارید که بخواهید آنها را برادر خود سازید... زیرا او که بر صلیب آویزان شد اینگونه محبت کرد، و گفت: "ای پدر، اینان را ببخش، زیرا نمی دانند چه می کنند." (لوقا 23: 34)
(قدیس آگوستین، موعظه ها درباره اول یوحنا، I.9)
196. خوشا به حال کسی که در او محبت به خدا باشد، زیرا او در درون خود خدا را حمل می کند. کسی که در او محبت است، فراتر از هرچیز، نزد خدا است. هر که درون خود محبت دارد نمی ترسد. او هرگز از کسی عصبانی نمی شود و خود را بر کسی برتر نمی داند. نه به کسی بدگویی می کند و نه به سخنان فحاشی گوش می دهد. با کسی رقابت نمی کند، حسادت نمی ورزد، از سقوط دیگری خوشحال نمی شود، به فرد افتاده تهمت نمی زند، بلکه با او همدردی می کند و به او کمک می کند. او نسبت به برادر نیازمند خود بیزاری نمی جوید، بلکه به او کمک می کند و حاضر است برای او بمیرد. هر که محبت داشته باشد اراده خدا را برآورده می کند.
(قدیس افرایم سوری، نامه های روحانی-اخلاقی)
رحمت
197. باشد که همیشه رحمت بر شما غالب باشد، هر چند در خودتان رحمتی چنان که خدا نسبت به جهان دارد را احساس نمیکنید... دل ظالم و بی رحم هرگز پاک نمی شود. انسان رحیم طبیب جان خود است، زیرا گویی که باد شدیدی از دل بیرون بزند و تاریکی هوس ها را بیرون کند.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 41)
198. اگر شروع به نگهبانی از ثروت کنید، ثروت مال شما نخواهد بود. اما اگر شروع به توزیع آن کنید، آن را از دست نخواهید داد.
(قدیس باسیل کبیر، گفتگوها، 7)
199. آیا فکر می کنید که خدای انسان دوست به شما نعمت های فراوان عطا کرده است تا بتوانید از آنها فقط به نفع خود استفاده کنید؟ نه، بلکه برای این است که فراوانی شما کمبود دیگران را تامین کند.
(قدیس یوحنای زرین دهان، گفتگو درباره کتاب پیدایش، 20)
200. اگر واقعاً رحیم هستید، پس چون آنچه مال شماست به ناحق گرفته شود، از درون غمگین نشوید، و از ضرر خود به همسایه تان نگویید. بگذار زیان بهتری توسط آنانی که به شما توهین می کنند متحمل شوید، و ایشان در رحمت تان غوطه ور شوند.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 58)
فروتنی
201. هیچ چیز به اندازه غرور با خدا مخالفت ندارد، زیرا الوهیت نفس در آن نهفته است. پس تواضع و فروتنی که خود را هیچ می داند و همه خوبی ها و عزت ها و جلال را فقط به خدا نسبت می دهد، بیش از هر چیز مورد قبول خدا است. غرور فیض را نمی پذیرد، زیرا از خود پر است، در حالی که فروتنی، فیض را به آسانی می پذیرد، زیرا از خود و از هر آنچه مخلوق است مبراست. خدا از هیچ خلق می کند. تا زمانی که فکر کنیم می توانیم چیزی از خود ارائه دهیم، او کار خود را در ما آغاز نمی کند. فروتنی نمک فضیلت است. همانطور که نمک به غذا طعم می دهد، فروتنی نیز به فضیلت کمال می بخشد. بدون نمک، غذا به آسانی خراب می شود و بدون فروتنی، فضیلت به آسانی - با غرور، فخرفروشی، بی صبری - تباه می شود و از بین می رود. فروتنی ای وجود دارد که انسان توسط سختکوشی خود به دست می آورد: شناخت بی کفایتی خود، متهم ساختن خود به شکست هایش، عدم اجازه قضاوت کردن دیگران به خود. و فروتنی ای دیگر وجود دارد که خدا انسان را از طریق اتفاقاتی که برایش میافتد هدایت میکند: به او اجازه میدهد تا مصیبتها، ذلتها و محرومیتها را تجربه کند.
(قدیس فیلارت از مسکو، جلالِ مادر خدا، 9)
202. از پیری پرسیدند "فروتنی چیست؟" پیر پاسخ داد: "وقتی برادرت علیه تو گناه می کند، و تو او را پیش از آن که در نزدت توبه کند، می بخشی."
(پدران قدیم، 15. 74)
203. کسی که خود را متهم می کند، فروتنی نشان نداده است (زیرا که چه کسی سرزنش خود را نخواهد پذیرفت؟) اما آن که مورد سرزنش دیگری قرار گرفته و از محبت خود کم نمی کند، فروتن است.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 22 .17)
204. همانطور که آب و آتش با یکدیگر در تضاد هستند، توجیه نفس و تواضع نیز با یکدیگر متضاد هستند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه 2 .125)
205. برخی از فقر و بیماری بسیار رنج می برند، اما فروتن نمی شوند و بنابراین بدون منفعت رنج می برند. اما کسی که فروتن باشد در هر شرایطی خوشحال خواهد شد، زیرا خداوند ثروت و شادی اوست و همه مردم از زیبایی روح او شگفت زده خواهند شد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار سوم، .9)
206. فروتنی عبارت است از این که در همه حال خود را هیچ بدانیم، اراده خود را در همه چیز قطع کنیم، خود را به همه چیز متهم کنیم، و آنچه را که از بیرون به ما می رسد، بدون سردرگمی تحمل کنیم. فروتنی واقعی چنین است، که در آن غرور جایی نمی یابد. انسان فروتن نه نیازی دارد که فروتنی خود را در کلام نشان دهد و نه نیازی دارد که خود را وادار به انجام اعمال فروتنانه کند، زیرا هر دوی اینها باعث پوچی می شوند، مانع پیشرفت می شوند و بیش از خیر باعث ضرر می شوند. اما وقتی به چیزی امر می شود، لازم است مخالفت نکنیم، بلکه با اطاعت آن را انجام دهیم. این چیزی است که منجر به موفقیت می شود.
(قدیس یوحنای رسول، دستورالعمل ها ، 275)
حِلم
207. حلم حالت ذهنی ای است تغییر ناپذیر، که هم در عزت و هم در خواری ثابت می ماند. حلم عبارت است از دعای خالصانه و بدون پریشانی در برابر زحمت از جانب همسایه خود. حلم صخره ای است که از دریای مواج برمی خیزد و همه امواجی که با آن می جنگند، می شکنند، اما خود هرگز نمی شکند.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 24.4)
208. بگذارید دیگران بر شما فشار آورند، اما شما فشار نیاورید. بگذارید شما را مصلوب کنند، اما مصلوب نکنید. بگذارید توهین کنند، اما توهین نکنید. بگذارید تهمت بزنند اما تهمت نزنید. حلیم باشید و در بدی غیور نباشید.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 89)
209. همانطور که آتش با آتش خاموش نمی شود، خشم نیز با خشم تسخیر نمی شود، بلکه شعله ورتر می شود. اما فروتنی اغلب حتی وحشی ترین دشمنان را نیز تحت سلطه خود در می آورد، آنها را نرم و آرام می کند.
(قدیس تیخون از زادونسک)
اعتدال
210. به خاطر مسیح گرسنگی و تشنگی را دوست داشته باشید. تا آنجا که بدن خود را آرام کنید، روح خود را فضیلت بخشید. خدایی که به پندار و گفتار و کردار پاداش می دهد، در ازای اندکی که به خاطر او با خوشحالی رنج می برید، نیکی عطا می کند.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیر طلایی، 41)
211-212. در همه چیز ساده ترین ها را جستجو کنید، در غذا، پوشاک، بدون اینکه از فقر خجالت بکشید. زیرا بخش بزرگی از جهان در فقر زندگی می کند. نگویید "من فرزند فردی ثروتمندم، فقیر بودن برای من شرم آور است." مسیح، پدر آسمانی شما، که در تعمید به شما زندگی بخشید، در ثروت دنیوی نبود، بلکه در فقر راه می رفت و جایی برای گذاشتن سر خود نداشت.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 24-25)
213. باید به خود بیاموزید که چگونه کمتر بخورید، اما با بصیرت، تا جایی که کارتان اجازه می دهد. میزان اعتدال باید طوری باشد که بعد از ناهار بخواهید دعا بخوانید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار پنجم، 8)
اطاعت
214. انسان توسط اطاعت از غرور محافظت می شود. دعا به خاطر اطاعت انجام می شود. فیض روح القدس نیز بخاطر اطاعت داده شده است. به همین دلیل است که اطاعت از دعا و روزه بالاتر است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار پانزدهم، .4)
215. اطاعت نه تنها برای راهبان، بلکه برای همه مردم لازم است. حتی خداوند هم مطیع بود. مردم مغرور و خودبین اجازه نمیدهند فیض در آنها زندگی کند و بنابراین هرگز آرامش روحی ندارند، در حالی که در روح مطیع، فیض روحالقدس به راحتی وارد میشود، و شادی و آرامش میبخشد. هر کس حتی اندکی فیض در خود داشته باشد، با شادمانی خود را در همه چیز تسلیم می کند. او می داند که خدا حتی آسمان ها و دنیای زیر زمین، و خودش و تجارتش و همه چیز دنیا را، اداره می کند و بنابراین همیشه در آرامش است.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار پانزدهم، .2)
5. درباره آنچه در راه خدا مانع ما میشود
احساسات گناه آلود
216. هوای نفس عبارت است از حرکت غیر طبیعی نفس یا عشق غیرمنطقی یا نفرت کور کورانه نسبت به هر چیز مادی: مثلاً برای غذا، یا برای زنان، یا برای ثروت، یا برای جلال دنیوی، یا هر چیز معقول دیگری؛ یا به خاطر چنین چیزهایی، مانند نفرت بیمعنا از کسی به دلیل موارد ذکر شده در بالا.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2. 16)
217. برخی از هوسها جسمانی اند و برخی دیگر روحانی. هوسهای جسمانی سرچشمههای خود را در بدن دارند، در حالی که هوسهای روحی از چیزهای بیرونی سرچشمه میگیرند. اما محبت و اعتدال هم اولی و هم دومی را قطع میکنند: محبت شهوتهای روحانی را از بین میبرد و اعتدال شهوتهای جسمانی را.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 1 .64)
218. ما باید همه چیزهای شیطانی، حتی هوس هایی را که با ما می جنگند، نه از خودمان، بلکه از دشمن مان، شیطان، بدانیم. این بسیار مهم است. شما فقط زمانی می توانید بر یک هوس غلبه کنید که آن را بخشی از خود ندانید.
(قدیس نیکون از اپتینا)
219-220. ابتدا یک فکر ساده در مورد شرارت راه خود را به ذهن می یابد، و اگر در ذهن ماندگار شود، حرکتی نفسانی از آن برمی خیزد، و اگر هوس را از بین نبرید، آن ذهن را به توافق مایل می کند، و وقتی این اتفاق افتد، ذهن را به ارتکاب عمل گناه می کشاند. [مراقب افکار خود باشید]، زیرا اگر در فکر گناه نکنید، هرگز در عمل گناه نخواهید کرد.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 1 .84، 2. 78)
221. ارواح خبیثه شهوات را در ما زیاد می کنند و از غفلت ما استفاده می کنند و آنها را تحریک می کنند. اما فرشتگان شهوات ما را کاهش می دهند و ما را به سوی کمال فضیلت بر می انگیزند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2 :69)
222. یک روح گناهکار، پر از هوای نفس، نمی تواند در خداوند آرامش و شادی داشته باشد، حتی اگر تمام ثروت های زمینی را داشته باشد، حتی اگر بر تمام جهان حکومت کند. اگر ناگهان به پادشاهی که شادمانه جشن میگیرد و بر تخت خود می نشیند، می گفتند: "پادشاه، اکنون خواهی مرد" آنگاه روحش پریشان می شد و از ترس می لرزید و ناتوانی خود را می دید. اما چه بسیار گدایان هستند که تنها دارایی آنها محبت نسبت به خداست و اگر به آنها می گفتید "اکنون خواهی مرد" با آرامش پاسخ می دادند: " اراده خدا انجام شود. جلال بر خداوند که مرا به یاد آورده و می خواهد مرا نزد خود ببرد."
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار چهارم، . 3)
مبارزه با هوس ها
223. وقتی انسان تسلیم هوس ها می شود، آنها را در خود نمی بیند و با آنها نمی جنگد، زیرا در آنها و همراه با آنها زندگی می کند. اما هنگامی که فیض خدا در او فعال شود، شروع به تشخیص شهوات و گناهان در خود می کند، آنها را تصدیق می کند و توبه می کند و تصمیم می گیرد که در برابر آنها ایستادگی کند. و یک مبارزه شروع می شود. ابتدا مبارزه با اعمال آغاز می شود، اما وقتی از اعمال شرم آور رها شود، آنگاه مبارزه با افکار و احساسات شرم آور آغاز می شود. و در اینجا مبارزه با مراحل بسیاری مواجه می شود ... مبارزه ادامه پیدا می کند. هوس ها به طور فزاینده ای از دل کنده می شوند. حتی اتفاق می افتد که آنها به طور کامل کنده شوند ... نشانه ای که هوس ها از قلب کنده شده اند این است که روح شروع به احساس دفع و نفرت نسبت به هوس ها می کند.
(قدیس تئوفان منزوی، زندگی روحانی چگونه پیش می رود)
224-226. فردی که از شهوات متنفر است، علل آنها را قطع می کند. اما کسی که در میان علل آنها باقی می ماند، حتی برخلاف میل خود، کشمکش هوس ها را تجربه می کند. اگر فرد علت هوسی را دوست نداشته باشد، گرایش ذهنی به آن ممکن نخواهد بود. زیرا چه کسی، شرم تحقیرآمیز را به فخر فروشی می دهد؟ یا کیست که ذلت را دوست داشته باشد، و از بی حرمتی آزار ببیند؟ چه کسی با قلبی شکسته و فروتن، شیرینی جسمانی را می پذیرد؟ یا چه کسی، با ایمان به مسیح، نگران چیزهای دنیوی است، یا درباره آنها بحث می کند؟
(قدیس مرقس زاهد، موعظه 2.119،122-123)
227. رهایی از افکار بد یک چیز است، و رهایی از هوسها چیزی دیگر. اغلب مردم وقتی چیزهایی که موجب هوس ها می شوند را، جلوی چشم خود نداشته باشند، از افکار آنها رهایی می یابند. اما اشتیاق به آنها در روح پنهان می ماند و هنگامی که آن چیزها دوباره ظاهر می شوند، هوس ها آشکار می گردند. بنابراین لازم است هنگام ظهور این چیزها مراقب ذهن خود باشید و بدانید که نسبت به چه چیزها اشتیاق دارید.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 3: 78)
228. ذهن فردی که خدا را دوست دارد، با خودِ آن چیزها یا افکار مربوط به آن چیزها نمی جنگد، بلکه علیه هوس هایی که با این افکار مرتبط است مبارزه می کند. یعنی نه با یک زن یا با کسی که به او توهین کرده باشد و نه با تصاویر آنها، مبارزه نمی کند، بلکه با احساساتی که توسط این تصاویر برانگیخته می شود مبارزه می کند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 3 :40)
229. با مشغول شدن دائم ذهن به خدا، شهوات ریشه کن می شوند و به پرواز در می آیند. این شمشیری است که آنها را می کشد... هر که همیشه در فکر خدا باشد، شیاطین را از خود دور می کند و بذر کینه توزی آنها را می کُشد.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 8)
اشتباهات روحانی
230. بدترین نوع گناه این است که نپذیریم که گناهکار هستیم.
(قدیس سزاریوس از آرل، تفسیر اول یوحنا، 1 :8)
231-232. از عشق به خود، مادر بدخواهی، که عشقی غیرمنطقی به بدن است، فرار کنید. زیرا از آن سه هوس گناه آلود اصلی متولد می شوند: پرخوری، بخل، و غرور، که انگیزه خود را از نیازهای جسمانی می گیرند، و از همه آنها قبیله شهوات متولد می شوند. به همین دلیل است که ما باید همیشه با عشق به خود مخالفت کنیم و با آن مبارزه کنیم. هر کس عشق به خود را رد کند، با کمک خدا به راحتی بر تمام شهوات دیگر غلبه خواهد کرد: خشم، ناامیدی، کینه توزی و غیره. اما هر که عشق به خود را حفظ کند، حتی ناخواسته تحت تأثیر احساسات فوق قرار خواهد گرفت.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2 .59،8)
233. هر کس نخواهد اراده خدا را بداند، از نظر ذهنی در مسیری در کنار صخره قدم می زند و به راحتی با هر بادی می افتد. اگر ستایش شود، مغرور می شود. اگر سرزنش شود عصبانی می شود. اگر غذای دلپذیر بخورد، به هوس های جسمی کشیده می شود. وقتی رنج می برد گریه می کند. وقتی چیزی می داند، می خواهد نشان دهد که می داند. وقتی نمی فهمد وانمود می کند که می فهمد. وقتی ثروتمند است خود را می گیرد. وقتی فقیر است، منافق است. وقتی سیر است، جسور است. وقتی روزه می گیرد، فخرفروش است. وقتی محکوم می شود دوست دارد بحث کند، در حالی که به کسانی که او را می بخشند به چشم احمق نگاه می کند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2 .193)
234. دو فکر را درک کنید و از آنها بترسید. یکی می گوید: "تو یک قدیس هستی"، دیگری می گوید "نجات نخواهی یافت". هر دوی این افکار از طرف دشمن است و هیچ حقیقتی در آنها نیست. اما اینگونه فکر کنید: من گناهکار بزرگی هستم، اما خداوند رحیم است. او بشر را بسیار دوست دارد، و گناهان من را خواهد بخشید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هفدهم، .1)
235. ایمان خالصانه چشم پوشی از ذهن خود است. لازم است ذهن خود را برهنه کنید و آن را مانند یک تخته تمیز به ایمان تقدیم کنید تا بتواند خود را همانطور که هست، بدون هیچ گونه ترکیبی از گفته ها و نگرش های خارجی، روی آن ترسیم کند. هنگامی که نگرش های خودِ ذهن بر روی تخته باقی می ماند، پس از آن که نگرش های ایمان بر روی آن نوشته می شود، ترکیبی از نگرش ها ظاهر می شود. ذهن گیج خواهد شد و با تناقضاتی بین اعمال ایمان و چاپلوسی های ذهن مواجه خواهد شد. همه کسانی که با نگرش های خود به منطقه ایمان نزدیک می شوند اینگونه هستند... آنها در ایمان گیج شده اند و چیزی جز آسیب از آن حاصل نمی شود.
(قدیس تئوفان منزوی، اندیشه برای هر روز از سال، 11.04)
236. مردمان بسیاری هستند که صحبت می کنند اما تعداد کمی هستند که کاری انجام می دهند. با این حال، هیچ کس نباید با سهل انگاریِ خود کلام خدا را تحریف کند، اما بهتر است به ضعف خود اعتراف کنید، نه اینکه حقیقت خدا را پنهان کنید، تا همراه با شکستن احکام، در توضیح غیرقابل اعتمادی از کلام خدا نیز مقصر ظاهر نشوید.
( قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 4: 85)
237. هر کس کاری را که فراتر از توان او باشد، پیش از موعد آغاز کند، چیزی دریافت نمی کند، بلکه فقط به خود آسیب می رساند.
( قدیس اسحاق سوری، موعظه، 11)
238. افرادی هستند که وقتی با ناتوانی در درک مواجه می شوند، از خداوند کمک نمی خواهند. اما باید فوراً گفت: "خداوندا، من فردی گناهکار هستم و آنطور که باید درک نمی کنم. اما ای خدای مهربان، به من کمک کن تا بفهمم که چگونه باید اقدام کنم." و سپس خداوند مهربان آنها را ترغیب می کند که چه کاری انجام دهند و چه کاری را انجام ندهند.
( قدیس سیلوان آتونی، نوشتار بیستم، .4)
239. هیچ کس هرگز کار خیری را با بدی به انجام نمی رساند، زیرا خود فرد توسط شر تسخیر شده است. برعکس، شر با خیر اصلاح می شود.
( قدیس بارسانوفیوس بزرگ، دستورالعمل ها ، 15)
240. سعی نکنید از طریق مشاجره درباره یک موضوع دشوار تصمیم بگیرید، بلکه از طریق آنچه که شریعت روحانی امر می کند، یعنی با صبر، دعا و امید متفکرانه تصمیم بگیرید.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1: 12)
241. اگر در روز ببافیم و شب آن را باز کنیم، چیزی بافته نمی شود. اگر در روز بسازیم و در شب نابود کنیم، هرگز هیچ چیز ساخته نمی شود. اگر به خدا دعا کنیم و نزد او بدی کنیم، هیچ چیز بافته نمی شود و خانه ای برای روح ما ساخته نمی شود.
( قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
در جای خود بمانید و از وسوسه فرار نکنید
242. آما تئودورا گفت: شخص راهبی که از غم و اندوه فراوان رنج می برد، با خود گفت: "این مکان را ترک کن." با این سخن شروع به پا کردن کفش هایش کرد و ناگهان شیطان را به شکل مردی دید که در گوشه اتاقش نشسته بود. شیطان هم داشت کفش هایش را می پوشید. او به راهب گفت: "به خاطر من داری اینجا را ترک می کنی؟ خب پس، هر کجا که بروی، من پیش از تو آنجا خواهم بود."
( قدیس ایگناتیوس بریچانینوف، پدران)
افکار گناه آلود
243. راهبى از يكى از پیران پرسيد: "چرا افكار من هميشه به آلودگى گرايش دارند، به طورى كه حتي يك ساعت به من آرامش نمى دهند و روحم مضطرب است؟" پیر به او گفت: "اگر شیاطین افکاری را به تو الهام می کنند، تسلیم آنها نشو. طبیعت آنها این است که دائماً تو را وسوسه کنند. و اگر چه آنها هرگز این وسوسه را ترک نکنند، بازهم نمی توانند تو را مجبور به گناه کنند. بستگی به میل خودت دارد که به آنها گوش بدهی یا ندهی." برادر به پیر گفت: "چه کنم؟ من ضعیف هستم و هوای نفس بر من غلبه کرده است." پیر پاسخ داد:" در برابر آنها از خود محافظت کن و وقتی شروع به صحبت با تو کردند، پاسخ آنها را نده، بلکه به خدا دعا کن: خداوند عیسی مسیح، پسر خدا، بر من رحم فرما!"
(پدران قدیم، 5 .35)
245. اگر انسان با افکاری که دشمن بطور پنهانی در ما می کارد مجادله نکند، بلکه توسط دعا به خدا گفتگو با آنها را ریشه کن کند، این نشانه آن است که عقل او به حکمت رسیده، و راه کوتاهی یافته است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 30)
246. فردی که فریفته افکار گناه آلود می گردد، توسط آنها کور می شود، و عمل گناه را در خود می بیند اما نمیتواند علت این عمل را ببیند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 1. 168)
247. حفظ آرامش روحانی غیرممکن است اگر که مواظب افکار خود نباشیم، یعنی باید افکاری که برای خدا ناپسند هستند را بیرون کنیم، و بالعکس افکار پسندیده خدا را حفظ کنیم. باید با ذهن به قلب نگاه کرد و دید در آنجا چه می گذرد. آیا آرامش دارد یا نه؟ اگر نه، پس دریابید که چه گناهی کرده اید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار چهاردهم، .8)
248. آنگاه که افکار بد در شما کاشته شدند، پس به درگاه خدا فریاد بزنید: "خداوندا، خالق و آفریدگار من، می بینی که جانم از افکار بد در عذاب است، بر من رحم فرما". به خودتان بیاموزید که این افکار را فورا ریشه کن کنید. اما وقتی فراموش کردید و فوراً آنها را ریشه کن نکردید، توبه کنید. روی این کار کنید تا عادت کنید.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار هفدهم، .4,6)
دام های شیطان
249. عشق به آنچه زمینی است روح را تهی می سازد، و آنگاه او غمگین و وحشی می شود و نمی خواهد به خدا دعا کند. سپس دشمن که می بیند روح در خدا ساکن نیست، آن را تکان می دهد و هر چه را که می خواهد آزادانه در ذهن می گذارد و روح را از فکری به فکر دیگری می راند، و بدین ترتیب روح تمام روز در چنین بی نظمی باقی می ماند و نمی تواند خالصانه به خداوند نگاه کند.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار چهارم، .5)
250. دشمن غیرانسانی ما [شیطان، درباره کشاندن یک مسیحی به آلودگی] این فکر را القا می کند که خدا انسان ها را دوست دارد و به سرعت این گناه را می بخشد. اما هنگامی که مکر شیاطین را مشاهده می کنیم، می بینیم که پس از ارتکاب گناه، به ما القا می کنند که خدا یک قاضی عادل و سرسخت است. اولی را می گویند تا اینکه ما را به گناه بکشانند، دومی را برای اینکه ما را از روی ناامیدی ناراحت کنند.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 15 :33)
251. شیطان گناهان کوچک را در نظر ما کوچکتر جلوه می دهد، زیرا در غیر این صورت نمی تواند ما را به شرارتی بزرگتر بکشاند.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه ها، 2: 94)
252. هرگاه کسی وارد گناه میشود، گویی افکارش به زنجیر کشیده شده و دیدش بدتر شده است که بهوسیله آن شریر تحریککننده و چاپلوس، ما را ضعیف و تاریک می سازد. اما پس از ارتکاب گناه، آنچه را که انجام دادهایم در برابر چشمان ما قرار میدهد و آنچه را که با مکر بسیار ما را به سوی آن کشانده است ظالمانه آشکار میسازد، و با محکوم کردن شدت عمل، سعی میکند گناهکار را به ناامیدی بکشاند.
(قدیس فوتیوس بزرگ، آمفیلوخیوس، 14)
جنگ روحانی
253. ما در درون خود ضعف ها، احساسات و عیب های عمیقی داریم. همه اینها را نمی توان با یک حرکت زیرکانه قطع کرد، بلکه باید با صبر، پشتکار، دقت و توجه عمل کرد. مسیر منتهی به کمال طولانی است. از خدا بخواهید تا به شما نیرو بخشد. با صبر و حوصله سقوط خود را بپذیرید و پس از ایستادن، فوراً به سوی خدا بدوید، و در جایی که افتادید، نمانید. اگر مدام گرفتار گناهان قدیمی خود می شوید ناامید نشوید. بسیاری از آنها چون نیروی عادت را دریافت کرده اند، قوی هستند. تنها با گذشت زمان و با شور و حرارت فتح خواهند شد. اجازه ندهید هیچ چیز امیدتان را از بین ببرد.
(قدیس نکتاریوس از اگینا، مسیر بسوی خوشبختی، 3)
خود ستایی
254. در هیچ امری به دنبال جلال دنیوی نباشید، زیرا برای کسی که آن را دوست دارد فرونشین می شود. آن به وقت خود مانند بادی شدید بر انسان می وزد و به سرعت ثمره کارهای نیکش را از او می گیرد و به حماقت او می خندد.
(قدیس گنادیوس از کونستانتینوپل، زنجیره طلایی، 35)
255. ابا پیمن گفت: هر که مشتاق محبت مردم باشد از محبت خدا محروم است. دوست داشته شدن از سوی همه خوب نیست، زیرا گفته می شود: "وای بر شما آنگاه که همگان زبان به ستایش تان بگشایند." (لوقا 6 :26)
(پدران قدیم، 8 :16)
256. اغلب خداوند خودستایی را با رسوایی شفا می دهد.
(قدیس جان کلیماکوس، نردبان، 22 .38)
257. [می توان با عشق به افتخار و خود ستایی از این طریق مبارزه کرد:] چون شنیدید که همسایه یا دوستتان در غیاب یا نبودتان شما را سرزنش کرده است، محبت کرده و از ایشان تعریف کنید.
(قدیس جان نردبان، 22 :15)
دروغ
258. در کتب مقدّس نوشته شده است که دروغ از آن شریر است و او «پدر دروغگویان» است (یوحنا 8 :44)، در حالی که خدا راستی است، زیرا او خود می گوید:"من راه و راستی و حیات هستم." (یوحنا 14: 6). پس میبینید که از چه کسی بیگانه شده ایم و به دروغ با چه کسی پیوند خورده ایم. بنابراین، اگر واقعاً میخواهیم نجات پیدا کنیم، باید راستی را با تمام قلبمان دوست داشته باشیم و از خود در مقابل هرگونه دروغ محافظت کنیم. سه نوع دروغ وجود دارد: در اندیشه، در کلام و در خود زندگی. انسان وقتی تصورات خود را بعنوان حقیقت میپذیرد، در فکر دروغ میگوید. چنین کسی وقتی می بیند که یک نفر با همسایه اش صحبت می کند، برای خود ارزیابی میکند و می گوید:" درباره من حرف می زنند." اگر کسى سخنى بگوید، مىپندارد که براى ناراحتى او گفته شده است. هرگز حدس ها و تفاسیر خود را باور نکنید، زیرا یک مقیاس نادرست باعث می شود حتی راه مستقیم نیز کج شود. افکار انسانی نادرست هستند و به کسانی که آنها را دارند آسیب می رسانند.
انسانی که در کلام گناه می کند کسی است که، مثلاً وقتی از روی دلسردی برای سرویس دعا برنخاسته است، نمیگوید "ببخشید، من کسل و تنبل بودم و بلند نشدم" ، بلکه میگوید:" تب داشتم، کارم زیاد بود، توان بلند شدن نداشتم، مریض بودم" و بجای آنکه یک سجده کند و فروتن باشد، ده سخن دروغ می گوید. و در چنین شرایطی، وقتی باید مورد سرزنش قرار گیرد، برای جلوگیری از سرزنش شدن، کلام خود را تغییر می دهد و بحث می کند.
کسی که با زندگی خود دروغ میگوید کسی است که اگر آلوده باشد تظاهر به پاکدامنی می کند، یا اگر بخل ورزیده باشد، انفاق را ستایش می کند، یا اگر مغرور باشد، فروتنی را ستایش کند. بنابراین، بیایید برای رهایی از دروغ و آن شریر، برای رسیدن به حقیقت مناسب، و برای اتحاد با خدا، تلاش کنیم.
(قدیس ابا دوروتئوس، تعالیم منفعت روح، 9)
غرور
259. ذهن خود را از خودستایی دور نگه دارید و از بلند پنداری درباره خود بگریزید، تا خدا اجازه ندهد که در خلاف آن [علاقه به فضیلتی که به آن میبالید] بیفتید، زیرا انسان تنهایی به فضیلت نمی رسد، بلکه با یاری خدایی که بینای مطلق است.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 85)
گلایه کردن
260. خداوند تمام ضعف های انسانها را تحمل می کند، اما فردی را که همیشه درحال غر زدن و گلایه کردن است تحمل نمی کند، و او را بدون عذاب نمی گذارد.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه ها، 85)
261. اگر دچار مصیبت شدید، فکر کنید: "خداوند قلب مرا می بیند، و اگر این او را خشنود می سازد، برای من و دیگران خوب خواهد بود". و بدین ترتیب روح شما همیشه در آرامش خواهد بود. اما اگر کسی غر بزند که "این بد است و آن بد است"، هرچند هم که بسیار روزه بگیرد و دعا بخواند، هرگز در روح آرامش نخواهد داشت.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار چهارم، 1)
خشم
262. راهب خاصی در صومعه زندگی می کرد و همیشه عصبانی بود. او تصمیم گرفت: "من این مکان را ترک خواهم کرد و به عنوان یک گوشه نشین تنها می مانم، و آنگاه با کسی رابطه برقرار نمی کنم و شور خشم مرا رها خواهد کرد". او پس از خارج شدن از صومعه، در غاری ساکن شد. روزی راهب یک کوزه آب برداشت، آن را روی زمین گذاشت و کوزه چپه شد. دوباره آب را کشید و کوزه برای بار دوم افتاد. سپس دوباره آن را آب کرد و بار سوم افتاد. راهب عصبانی شد، آن را برداشت و شکاند. وقتی به خود آمد، فهمید که شیطان بر او پیروز شده است و گفت: "اینک من به گوشه نشینی و انزوا رفتم و تسخیر شدم! به صومعه باز خواهم گشت، زیرا که صبر و یاری خدا همه جا لازم است!" و به جای قبلی خود بازگشت.
(پدران قدیم، 7 .38)
263. ابا آگاتون گفت: یک انسان غضبناک، حتی اگر مرده را زنده کند، مورد رضایت خدا نیست.
(پدران قدیم، 10 .15)
264. آیا خشمگین هستید؟ از گناهان خود خشمگین باشید، روح خود را بکوبید، وجدان خود را آزار دهید، اما در قضاوت سختگیر و یک مجازات کنندهٔ هولناک گناهان خود باشید. این سود خشم است، از این رو خدا آن را در ما قرار داده است.
(قدیس یوحنای زرین دهان، گفتگو درباره افسسیان، 2)
شهوت آلودگی
265. پرخوری و سیری در غذا، شهوت ناپاک ایجاد می کند، در حالی که معاشرت آزادانه با زنان، آتش شهوات را شعله ور می سازد... در زمان مبارزه با آلودگی، افکار خود را با عدم تغذیه تنبیه کنید، تا نه به ناپاکی ها، بلکه به گرسنگی فکرکنید، و دعوت به ملاقات را رد کنید.
(قدیس نیلوس از سینا)
266. اجازه ندهید چشمانتان به اینجا و آنجا بنگرد، و به زیبایی دیگری نگاه نکنید تا شیطان به یاری چشمتان شما را تسخیر نکند.
(قدیس افرایم سوری)
267. شخص راهبی با شهوات آلوده مبارزه می کرد. شب هنگام او برخاست و نزد پیر رفت و به افکاری که او را به آلودگی می کشاند اعتراف کرد. پیر او را آرام کرد و برادر با بهره مندی به اتاق خود بازگشت. اما مجددا مبارزه به ضد او برخاست، و دوباره نزد پیر رفت. او این کار را چندین بار انجام داد. پیر او را ناراحت نکرد، بلکه گفت: "تسلیم نشو، بلکه بهتر است که هر وقت شیاطین تو را اذیت می کنند، نزد من بیایی و با آشکار ساختن افکارت او را دفع کنی، و با چنین دفعی او از تو می گذرد. زیرا هیچ چیز به اندازه آشکار شدن اعمال او [در اعتراف نزد پدر روحانی] شیاطین پلید را نمی سوزاند و هیچ چیز به اندازه پنهان کردن افکار او را خوشحال نمی کند." بدین ترتیب آن برادر یازده بار نزد پیر آمد و افکار خود را دفع کرد و وسوسه او متوقف شد.
(پدران قدیم، 5. 16)
268. شهوت مانند میلی است که فراتر از اراده طبیعی می رود، پرشور، بدون قانون و بی اعتدال است. از این رو، شهوات بسیاری، مانند اشکال متعدد گناه، وجود دارد... شهوت به صورت دشمن جنگجو به روح نزدیک نمی شود، بلکه به شکل دوست یا خدمتگزار خوشایند می آید. حاکی از نوعی لذت یا خیریتوهم آمیز است. اما این تنها ترفندی است که با آن همچون ماهیگیری بدخواه تلاش می کند تا روح بیچاره را به بیراهه بکشاند. این را زمانی که دچار هوس وسوسه می شوید، به خاطر بیاورید.
(قدیس فیلارت از مسکو، موعظه در 5 جولای 1845)
6. در مورد آنچه در مسیر روحانی باید تحمل کرد
وسوسه
269. وقتى مىخواهید كار خيرى را آغاز كنىد، ابتدا براى وسوسههايى كه به سراغتان مىآيند آماده شوید، و به حقيقت [آنچه براى خدا انجام می دهید] شک نکنید.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 57)
270. هیچ کس نمی تواند ضعف خود را درک کند، حتی یک وسوسه کوچک مجاز نیست که جسم و روح را آزار دهد. آنگاه انسان ضعف خود را به یاری خدا می سنجد و به بزرگی آن پی می برد. اما هر کس که نمی داند به یاری خدا نیاز دارد، دعای زیادی بجا آورد. مادامی که او آن را زیاد کند، به همان اندازه فروتن خواهد شد.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 61)
271. هیچ انسانی نیست که هنگام تنبیه غمگین نشود. و هیچ انسانی نیست که، هنگامی که باید زهر وسوسه را بنوشد زمان تلخی را تحمل نکند. بدون آنها نمی توان به اراده قوی دست یافت. اغلب هنگامی که فرد کمک خدا را در وسوسه ها تجربه می کند، او ایمان قوی نیز پیدا می کند.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 37)
272. بدون وسوسه، یادگیری حکمت روح ممکن نیست. و محبت الهی در روح شما تقویت نخواهد شد. قبل از وسوسه ها، انسان به عنوان یک غریبه به خدا دعا می کند. وقتی از روی محبت خدا وسوسه ها اجازه ورود می یابند و فرد تسلیم آنها نمی شود، آنگاه وی به عنوان یک دوست صمیمی در حضور خدا می ایستد. زیرا در تحقق خواست خدا، با دشمن خدا جنگ کرده و بر او پیروز شده است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 5)
273. با صبر و دعا بر وسوسه ها غلبه کنید. اگر بدون اینها در برابر آنها ایستادگی کنید، شدیدتر سقوط خواهید کرد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 2 .106)
274. اگر وسوسه غیرمنتظره ای آمد، کسی را که از طریق او آمده است سرزنش نکنید، بلکه علت آن را جستجو کنید. آنگاه روح خود را اصلاح شده می یابید.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2 .42)
275. برخی وسوسه ها برای بعضی از مردم بخاطر پاک شدن گناهان قبلی، و بر بعضی برای زینت بخشیدن به کمال فعلی، و بر بعضی دیگر برای آماده شدن برای آینده می آیند، بجز وسوسه هایی (آزمایشاتی) که برای افزایش ایمان و فضیلت انسان هستند، همانطور که در مورد ایوب بود.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2. 45)
276. وسوسه ها می آیند تا شهوات پنهانی آشکار شوند، و مبارزه با آنها ممکن شود تا روح از آنها خلاص شود. آنها همچنین نشانه رحمت خدا هستند. پس خود را با توکل به دست خدا بسپارید و از او کمک بخواهید تا شما را در مبارزه تان تقویت کند. خدا می داند که هر کس چقدر می تواند تحمل کند، و با توجه به میزان قدرت ما وسوسه ها را مجاز می دارد. به یاد داشته باشید که پس از وسوسه، شادی روحانی می آید، و خداوند از کسانی که به خاطر عشق او وسوسه ها و رنج ها را تحمل می کنند، محافظت می کند.
(قدیس نکتاریوس از اگینا، راه خوشبختی، 4)
غم ها
277. کودک هنگامی که مادرش او را می شورد گریه می کند، و کم ایمانان هنگام گرفتاری بر خدا گلایه می کنند، در حالی که این روح را پاک می سازد، چنانکه آب صورت را پاک می کند.
(قدیس سیمئون از دایبابه، گفتارها، 89)
278. اگر می خواهید خدا را خدمت کنید، جان خود را نه برای غذا، نه برای نوشیدن، نه برای استراحت، نه برای آسایش، بلکه برای رنج آماده کنید تا بتوانید همه وسوسه ها (آزمایشات) و گرفتاری ها و غم ها را تحمل کنید. برای سختیها، روزهها، مبارزات روحی و مصیبتهای بسیار آماده شوید، زیرا " با مصیبت های بسیار می باید به ملکوت خدا راه یابیم" (اعمال رسولان 14: 22). "ملکوت آسمان به زور گرفته می شود، و زورمندان آن را تصاحب می کنند". (متی 11 :12)
(قدیس سرگیوس از رادونژ، زندگی، 10)
279. تقرب به خدا بدون غم و اندوه غیرممکن است، که بدون آن عدالت انسانی نمی تواند بدون تغییر باقی بماند... اگر فضیلت می خواهید، خود را به هر رنجی بسپارید، زیرا مصیبت ها فروتنی می آورند. اگر کسى در فضیلت بدون رنج ماندگار شود، دروازهٔ غرور به روی او گشوده می شود.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 34)
280. گناه بیماری است که وارد طبیعت انسان شده است. شوق گناه و لذت انحرافی در روح و جسم اثری بر جای میگذارد که با تکرار اعمال گناه عمیقتر میشود و میل به گناه و تشنگی خاصی برای آن ایجاد میکند. بنابراین، همانطور که طبیب بدن، گاه با درد زخم هایی را که بدن را آلوده کرده اند، می سوزاند یا با آهن آنها را جدا می کند، همان طور نیز طبیب جان و بدن از ابزار درد و رنج استفاده می کند، دستور می دهد ریشه ها درآورده شوند و آثار آنها محو گردند، و با آتش درد و رنج، سرایت میل به لذت های گناه آلود را می سوزاند.
(قدیس فیلارت از مسکو، موعظه در 5 جولای 1848)
281. ابا دوروتئوس گفت: فرقی نمی کند که چه غم و اندوهی به شما می رسد، جز خودتان کس دیگری را ملامت نکنید و بگویید: این بخاطر گناهان من رخ داده است.
(قدیس ایگناتیوس بریانچانینوف، پاتریکن)
282. یک فرد بصیر، در حال تعمق در مشیت شفابخش الهی، مصیبت هایی را که به او می رسد با شکرگزاری تحمل می کند. او علل آنها را در گناهان خود می بیند و نه در فرد دیگری. اما انسان بیعقل وقتی گناه میکند و به کیفر آن میرسد، علت بدبختی خود را خدا یا مردم میداند، و عنایتی که خدا به او کرده است را درک نمیکنند.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 2. 46)
283. اگر ما مشتاقانه تمایل به پول یا فخر فروشی نداشتیم، از مرگ و فقر نمی ترسیدیم، دشمنی و کینه را نمی شناختیم و از غم و اندوه خود یا دیگران رنج نمی بردیم.
(قدیس یوحنای زرین دهان، به کسانی که در دشمنی هستند، 3.19)
284. مصائب در راه خدا از هر دعا و قربانی نزد او عزیزتر است.
(قدیس اسحاق سوری، موعظه، 58)
285. خدا ابراهیم را آزمایش کرد. يعنى براى او مصيبتها فرستاد، نه براى اينكه بفهمد او چه جور آدمى است، زيرا خدا بر همه چيز داناست، بلكه براى اينكه به او وسيله اى براى كامل شدن ايمانش بدهد.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه ها، 2 .203)
286. هنگامی که ما شجاعانه و بی سر و صدا مصائبی که برای ما فرستاده شده اند را تحمل می کنیم، اندکی، هرچند نه به طور کامل، در مصائب مسیح شراکت می جوییم.
(قدیس مکاریوس از اُپتینا، نامه، 473)
287. غم و اندوهی نیست که نیکوکاران داشته باشند و به شادی تبدیل نشود، همچنان که شادی نیست که گناهکاران داشته باشند و به غم تبدیل نشود.
(قدیس دیمیتری روستوف)
288. فروتنی و رنج، انسان را از هر گناهی رها می سازد. زیرا اولی هوس های روحانی را از بین می برد و دومی هوس های جسمانی را.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایب درباره محبت، 1. 76)
289. ما رنج میکشیم چون فروتن نیستیم و برادرمان را دوست نداریم. محبت به خدا از محبت به برادرمان می آید. مردم فروتنی را نمی آموزند و به دلیل غرور خود نمی توانند فیض روح القدس را دریافت کنند و به همین دلیل تمام جهان رنج می برد.
(قدیس سیلوان آتونی، نوشتار شانزدهم.4،6)
290. هر کس خدا را دوست دارد در زمان های رنج و سختی خود را صبور و استوار نشان می دهد. هر کس شجاعانه آنها را تحمل کند، نیرومند و مطیع خدا می شود و هر کس در مسیر پیروی از اراده خدا قرار گیرد، بر ضعف طبیعی خود پیروز می شود. از سوی دیگر، هر کس ناتوانی خود را تشخیص ندهد، مغرور است و تمایلی به تسلیم شدن در برابر اراده خداوند ندارد. کسی که تسلیم آن نشود و فقط به قدرت خود امیدوار باشد، از قدرت و یاری خدا برخوردار نمیشود، و بدون تقویت در روح، نمیتواند صبور باشد. اما هر که مصیبت و بلا را تحمل نکند ایمان ندارد، و هر که ایمان نداشته باشد خدا را دوست ندارد.
(قدیس الکسیس از سناکی، درباره مصیبت ها)
291. مهم نیست که چه تلخی بر شما افتاده است، چه ناخوشایندی برای شما آمده است، بگویید: "این را برای عیسی مسیح تحمل خواهم کرد!" و برایتان راحت تر خواهد شد. زیرا نام عیسی مسیح قدرتمند است. از طریق آن همه ناخوشایندها آرام می شوند و شیاطین ناپدید می گردند. ناامیدیهایتان نیز آرام میشوند و کج خلقیتان کاملاً فروکش میکند.
(قدیس آنتونی از اپتینا)
چگونه می توانیم نجات یابیم؟
292. مسیحیان ارتدوکس باید استوار در ارتدوکس باقی بمانند، یگانگی ذهن با یکدیگر، و محبت بی ریا را حفظ کنند، از پاکی روح و بدن محافظت کنند، نیت های شیطانی و ناپاک را رد کنند، به طور معتدل از غذا و نوشیدنی استفاده کنند، و مهمتر از همه خود را به فروتنی آراسته کنند. از میهمان نوازی غفلت نکنند، از درگیری بپرهیزند و در هیچ چیزی به زندگی دنیوی عزت و جلال ندهند، بلکه در عوض در انتظار پاداشی از سوی خدا، یعنی بهره مندی از برکات آسمانی، باشند.
(قدیس سرگیوس از رادونژ، زندگی، 32)
293. اگر میخواهید به رستگاری برسید، همه آنچه را که کلیسای مقدس تعلیم میدهد بیاموزید و در قلب خود نگه دارید و با دریافت قدرت آسمانی از طریق رازهای کلیسا، در مسیر احکام مسیح، تحت هدایت شبانان قانونی قدم بردارید، و بدون شک به ملکوت آسمانی دست یافته و نجات خواهید یافت. همه اینها طبیعتاً در امر رستگاری لازم است، و به طور کامل و برای همه ضروری است. هر کس جزئی از آن را رد کند یا از آن غفلت کند، رستگاری نخواهد داشت.
(قدیس تئوفان منزوی، پنج آموزه در مسیر نجات، 3)
294. شخص راهبی از قدیس آنتونی کبیر پرسید: "برای نجات چه باید بکنم؟" پیر به او پاسخ داد: "به پارسایی خود اعتماد مکن، نگران آنچه گذشته است نباش و زبان و شکم خود را محدود کن."
(پدران قدیم، 1. 2)
295. برادر دیگری از ابا مکاریوس پرسید: "چگونه می توانم نجات پیدا کنم؟" پیر به او پاسخ داد: "مثل یک مرده باش، نه به توهین مردم و نه به تمجید شدن فکر نکن، و آنگاه نجات خواهی یافت."
(پدران قدیم، 10 .45)
296. در زندگی روحانی، ما بدون توبه نمی توانیم هیچ کار شایسته ای انجام دهیم، اما خداوند بسته به نیت مان بر ما رحمت فراوان دارد. کسی که خود را مجبور می سازد و همیشه توبه می کند، حتی اگر گناه کند، نجات خواهد یافت، چون او خود را وادار کرده است، زیرا خداوند این را در انجیل وعده داده است.
(قدیس مرقس زاهد، موعظه، 3)
297. یک مسیحی از سه طریق حکمت الهی را دریافت می کند: از طریق احکام، تعالیم و ایمان. احکام، ذهن را از هوس ها رها می سازد. تعالیم آن را به معرفت طبیعی واقعی هدایت می کند. و ایمان به تفکر در تثلیث مقدس می انجامد.
(قدیس ماکسیموس معترف، فصل هایی درباره محبت، 4. 47)
298. اگر ثروتمند شدید، به این فکر کنید که آیا میتوانید فقر را بطور شایسته تحمل کنید یا نه. اگر خوشحال هستید، تصور کنید که چگونه می توانید به درستی با ناراحتی روبرو شوید. وقتی مردم شما را تحسین می کنند، فکر کنید که چگونه می توانید به شایستگی توهین را تحمل کنید. و در تمام عمر خود به این فکر کنید که چطور می توانید مرگ را بطور شایسته ملاقات کنید.
(قدیس نیکلاس از صربستان، تفکر درباره خیر و شر)
299. پس چون متعلق به خدای قدوس هستید، شروع به انجام هر کاری که مربوط به قداست است کنید، فرار از سخنان ناپسند، روابط ناپاک و شرم آور، مستی، هوس ها و بدعت ها، شهوات پست، زناهای آلوده و غرور بیش از حد. زیرا گفته شده است: "خدا در برابر متکبران می ایستد، اما فروتنان را فیض می بخشد" (اول پطرس 5:5). پس بیایید خود را با کسانی که از جانب خدا به آنها فیض عطا شده است متحد سازیم. بیایید بر ذهن خود جامه یگانگی بپوشیم، متواضع باشیم، فروتن شویم، از هر گونه ناسزاگویی و گفتار شیطانی بپرهیزیم، خود را با عمل صالح کنیم نه با گفتار... باشد که تمجید ما از جانب خدا باشد، نه از طرف خودمان. خدا از کسانی که خود را ستایش می کنند نفرت دارد. باشد که شهادت اعمال نیک ما را دیگران بدهند.
(قدیس کلمنت رومی، قرنتیان، 30)
300. مسیحیان، آیا ما مسئولیت بزرگی را که از طریق تعمید در برابر خدا به عهده گرفته ایم، درک کرده ایم؟ آیا فهمیده ایم که باید به عنوان فرزندان خدا رفتار کنیم، که باید اراده خود را با اراده خدا هماهنگ کنیم، باید از گناه آزاد بمانیم، که باید خدا را با تمام قلب خود محبت کنیم و همیشه صبورانه منتظر اتحاد با او باشیم؟ آیا به این فکر کردهایم که قلبمان آنقدر پر از محبت باشد که به همسایهمان سرریز شود؟ آیا ما این حس را داریم که باید مقدس و کامل، فرزندان خدا و وارثان ملکوت آسمان شویم؟ ما باید برای این تلاش کنیم، تا نالایق و طرد نشویم. مبادا هیچ یک از ما جسارت خود را از دست دهیم و از وظایف خود غافل شویم و از دشواری های مبارزه روحانی بترسیم. زیرا ما خدا را یاور خود داریم که ما را، در مسیر دشوار فضیلت، تقویت می کند.
(قدیس نکتاریوس از اگینا، راه بسوی خوشبختی، 2)